حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
620
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
حشمت الملك و سهام الدولهء بجنوردى و شعاع الدولهء قوچان هم ميسر نشده بود ، خصوصا در اين عهد . ملاحظهء كار پسر ميرزا محمد حسين را بكنيد ، از اقبال دنيا عبرت بگيريد . دوشنبه 25 ربيع الاول 1321 قمرى هو فرزندجان روز دوشنبه 25 است . امروز بندگان اعليحضرت اقدس همايونى روحى فداه در يوسفآباد تشريف داشت . از عالى و دانى و شريف ، همه مدعو و حاضر بودند . من هم تا ورود موكب مسعود ، با حضرت و الا عين الدوله بودم . بعد كه شاه تشريف آوردند ، با جناب مستطاب حاجى آصف الدوله در يك ضلع مجلس همصحبت بوديم . حضرت اتابك تخمينا يك ساعت بعد از ورود اعليحضرت تشريف آورد و نصر السلطنه [ را كه ] ديروز وارد شده بود ، امروز در خدمت خودشان آوردند در يوسفآباد به حضور مبارك مشرف شد ، نماند رفت منزلش . من هم بعد از ناهار ، در ساعت شش به شهر آمدم كه سركشى از بنائى بكنم و كاغذ پست را بدهم و فردا صبح بروم شميران . سابق نوشته بودم كه جناب سعد الدوله وزير مختار اطريش شد ، بجاى قوام - السلطنه . دو روز قبل ، كاغذى به او نوشتم در باب نورچشمى محمد على ؛ جوابى كه نوشته است ، عينا سواد كردم و براى شما فرستادم . وزير دربار و وزير همايون هم امروز بودند ، در كمال تردماغى ؛ تا دوم ماه هردو مىروند . وضع اينها جاى حيرت و تعجب است ؛ تا بعدها خواست خداوند چه باشد . امروز سپرده بودم كه اجلال نظام ، پنج عدد پنج هزارى زرد بياورد آنجا ، هرچه جستجو كردم ، او را نديدم . هركس بستگى به سپهسالار داشت ، وزير نظام ، سردار اكرم ، ظفر السلطنه ، اسعد الدولهء خمسه و ديگران ، همه حتى پسر محمد حسين ميرزا عين السلطان ، تقديم گذاشته بودند . معين التجار ديروز كه يكشنبه بيست و چهار بود ، شعاع السلطنه را ديده و او را پخته و راضى كرده كه استخراج تلگراف رمز كارگزار را بدهد خود معين التجار . ديروز در قيطريه از حضرت اشرف مرخصى گرفت ، ده روز برود آب گرم لاريجان . اگر خاطرتان باشد ، اوقات بقاى حكومت بنادر ، خودتان به اطلاع نورچشمى مجير السلطنه به طيب خاطر نذر كرده بوديد كه بعد از استقرار ، مقبرهء مطهر امامزاده عبد الله را تعمير و مرمت كنيد . اقدام اين فقره را آنقدر تأخير كرديد كه آخر الامر ، نساء خانم عيال محمد على خان كاشانى متوقف قفقاز كه چندى قبل به ايران و تهران آمده بود و در منزل جناب معاون الدوله ده پانزده روز مهمان عيال جناب معظم اليه بود ، بدون تعيين مبلغ ، عبد الرزاق باقر را وكالت داد كه هر قدر خرج تعمير مرمت آنجا مىشود ، از طرف مشار اليها بنائى كرده ، آن زاويهء مقدسه را عمارت كند و بعد مخارجش را دريافت كند . حالا مدتى است مشغول بنائى آنجا هستند . حالا كه اين فيض قسمت شما نشد ، بهتر اين است كه عزيمت عمل خير ديگرى كنيد .