حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
584
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
معطلى حاصل نمىكرديد . ديگر نمىدانم حضرت اشرف فرمانفرما مشرف بودهاند ، ايشان را هم ملاقاتى كردهايد يا نه « 6 » . جناب مستطاب آقاى حاجى سيد على دامة بركاته ، ملاقات شما و اهداء قاليچه را ، به حاجى معين نوشته بود . اول گمان مىكردم تا بوشهر در خدمت ايشان خواهيد بود ، بعد كه خبر كسالت ايشان و فتح عزيمت مكهء معظمه رسيد ، دانستم از اين نعمت محروم بودهايد . اخبار دارالخلافه را نور چشمى مجير السلطنه « 7 » البته نوشته است ، حاجت تكرار نيست . پارهاى را هم خودم مذاكره كردم كه بىپا و بىمانند ننويسد . حالا ديگر ، همه حرف و حكايت فرنگستان است و بدون شبهه تا اواخر ذيحجه مىروند « 8 » . فعال مايشاء ، دو برادر « 9 » و مشير الدوله و وزير بقايا و حضرت اشرف هستند ؛ با اراده و رضاى اينها ، با قدرت كامل حركت مىفرمايند . وزير دربار قريب 20 روز به قسمى ناخوش بود كه قطع اميد از حياتش شده بود ؛ حالا مىگويند بهتر است . تا مريض نشده بود ، از حضور غفلت نداشت ، حتى روز 29 شعبان در مهمانى پارك هم بود . از اول ورود ، تا وقتى كه بندگان اعليحضرت تشريف بردند ، در ركاب آمد و در ركاب رفت . من هم اسب محمد آقائى را آن روز تقديم مبارك كردم . با حاجى آصف الدوله و علاء الدوله كمال اتحاد و خصوصيت را داريم . حاجى آصف در تك و توى خراسان است ، با حمايت سپهسالار . من هم ابدا در اين باب حرفى نزدم ؛ جز يك فقره [ كه ] حاجى معين حرف زده است ، چندان مساعد نبوده و ميرزا على رضا هم با وزير بقايا حرف زده . به هيچ يك معتقد نيستم . در صورتى كه روسها بگذارند نير الدوله تغيير كند ، به حاجى آصف الدوله خواهد شد . من هم رمضان و شوال را در تهران مىمانم كه بهانهاى به دست ارباب نيافتد . بعد از آن در باب طلبى كه از ديوان دارم « 10 » ، حرف مىزنم ، ببينم خيالشان چه چيز است . مقارن حركت شاه مىروم به قزوين ؛ چند وقتى در قزوين و خمسه مىگردم ، تا خداوند چه مقدر فرموده باشد . حالا يك شب فاصله ، خدمت اتابك مىروم ؛ مشغول گفتگوى ناصر السلطنه و حاجى سعيد الملك هستيم . حكايت چوب و پياز خوردن و پول دادن است كه همان روز به شما گفتم . بيست و هشتم در منزل وزير بقايا ، اجلاس ناصر السلطنه است و سپهسالار ، عين الدوله ، مشير الدوله ، وزير عدليه ، مشير السلطنه ، علاء الدوله . معلوم است كه هيچ يك از ترس وقاحت ناصر السلطنه ، قدرت حرف زدن ندارند .
--> ( 6 ) - در اين زمان عبد الحسين ميرزا فرمانفرما در تبعيد عراق عرب به سر مىبرد . ( 7 ) - مقصود احمد مجير السلطنه برادر رضا قلى خان است . ( 8 ) - اشارهايست به سفر دوم مظفر الدين شاه به فرنگستان . ( 9 ) - منظور از « دو برادر » سلطان عبد المجيد ميرزا عين الدوله و برادرش وجيه الله ميرزا سپهسالار هستند . ( 10 ) - جهت اطلاع ، به خاطرات حسين قلى خان مندرج در باب اول رجوع كنيد .