حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

577

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

مأمورين سرحدى كنار ارس ، مقيمين حسن خانلو ، به جناب جنرال قونسولگرى دولت بهيه روسيه اظهار تشكى از رسم چاكر نموده‌اند و مرقومهء جناب جنرال قونسولگرى را عينا به چاكر مخابره فرموده‌اند ؛ از مضمون مطلب آن مطلع گرديده ، عرض مىنمايد ، چنانچه خاطر مبارك مستحضر است ، چاكر در اوايل تابستان پارسال ، بنا به استدعاى خود از خدمت تلگرافخانهء حسن خانلو معاف و مرخصى گرفته به تبريز آمدم . نه ماه از مدت حركت چاكر از آنجا مىگذرد . اگر همچو مطالبى صحت داشت ، البته به عرض مىرسيد . به خداوند عالم و به نمك مبارك قسم است كه ، ابدا در ايام مأموريت فدوى ، همچو اتفاقاتى در آن صفحات نيفتاده ؛ سهل است ، مأمورين سرحدى روسيه مكرر در طبق شكايت‌هاى چاكر ، از بىاعتدالىهاى سالدات و قزاق ، ترضيه حاصل كرده و رضايت نامه داده‌اند . زياده جسارتى ندارد . امر امر مبارك مطاع . چاكر فدوى محمد ، 5 شهر ذيحجه الحرام 1318 . 4 - نامهء بشير السلطنه در مورد جعفر آقاى شكاك . 1318 قمرى از تبريز : بشير السلطنه به تبريز : حسين قلى خان نظام السلطنه هو قربان حضور مباركت شوم تعليقهء مبارك در خصوص عرض جعفر آقاى شكاك ، زيارت شد . اين‌كه عرض كرده ، مبشر ديوان يك رأس اسب كه يك صد تومان قيمت داشته با يك قبضه تفنگ كه هشتاد تومان قيمت دارد از مشار اليه برداشته به تبريز آورده ؛ از مبشر ديوان تحقيق شد ، اينطور عرض مىنمايد : در يك ماه قبل ، جعفر آقا يك رأس اسب يابو كه شصت تومان قيمت دارد ، به بنده تعارف فرستاد و قبول نكردم ، پس فرستادم . مجددا همان يابو را براى بنده فرستاد . فقرهء تفنگ اين است كه ، مشار اليه چهل و يك تومان از بابت قيمت خرج بروات تلگرافى به بنده دادنى بود ، چون در اداى آن مسامحه و مماطله نموده بودند ، اين تفنگ را در عوض طلب خودم گرفته آورده‌ام . البته پس از دادن طلب ، بنده تفنگ ايشان را رد خواهم كرد . چنانچه مقرر مىفرمايند ، خود مبشر ديوان را به حضور مبارك بفرستد ؛ كما هو حقه را به حضور مبارك معروض داشته ، هر نوع امر و مقرر فرمايند ، اطاعت نمايد . الامر امر مطاع .