حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
567
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
بىخبر نمىمانيد . اختصار مرقومات به رعايت حجم پاكت واسطه ، چنان كه اشاره فرمودهايد ، لازم است . اما ترك و تعليل ، معتقد نيستم و تاب بىاطلاعى از احوال خيريت اشتمال ندارم . اقبال پاينده باد . 29 صفر « 61 » هو فدايت شوم بىخبرى به قدرى ممتد شد كه خيلى نگران بودم و نمىدانستم پس از ورود مسعود چه گذشته است . پريروز رقيمه رسيد و معلوم شد مجارى احوال بر خلاف رضا بوده است . تعجب نكردم كه بقول فلك المعالى قابوس وشمگير ، . . . « 62 » ( الدهر الا من له خطر ) . به حمد الله ، بنا مستحكم و متين است . لذت كردم كه در ميان موج و تشوير ، ازيار من ياد فرموده ، به اقبال رحم آوردهايد . كار او سهلتر است ؛ مرده ، از نيشتر مترسانش . ضربتى كه به جوال كاه وارد شود ، دست ظالم را زحمت مىدهد . أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ « 63 » . انشاء الله خاطر عالى بعد از اين ، چندان راحت و فراغت حاصل خواهد كرد كه غالبا بنده را از خودتان بىخبر نگذاريد . زياده تصديع نمىدهم . اجلال مستدام باد . بدون تاريخ « 64 » هو چنان كه حكماى يونان در سوالف زمان كه به ارباب انواع اعتقاد مىكردند ، به هر مؤثر ، صورتى و بر هر مفهوم ، هيكلى تشكيل نمودند ؛ عقل فعال را جوانى مستوى الخلقه و تمام اندام فرض كرده ، برپايهء مكعب استوار داشتند و بخت را دخترى نابينا كه بر گوى گردان نشسته . مراد آنكه ، نخستين ، بر استقامت و دوام به سعادت و هلاكت التفات دارد ؛ دوم ، ناديده و ناشناس بر مدار هوى و هوس به يكسو مىرود و برقرار نيست . پس بخت مجسم و اقبال مطلق ، نبايد راهزن همت دانا و توانا شود و از كلمات يك دانشمند بزرگ است كه : « ترس و نوميدى ، دو آفت خانه سوزند ، ناشى از جهل و قصور عزم » . آرى به اتفاق جهان مىتوان گرفت . استيحاش شاهزادهء آزاده از قدرت تامه و رياست مطلقه ، رأى متين و سليقهء راست است و در كار متصديان اعمال و اشغال و قواى
--> ( 61 ) - مقصدنامه : تهران . ( 62 ) - يك كلمه خوانده نشد . ( 63 ) - قرآن مجيد . سورهء ك آيهء 81 . ( 64 ) - مقصدنامه : تهران .