حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

780

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

خوانى است ، حالا كه اين عبارات ناصحيح در سر منبر گفته مىشود ، بهتر اين است كه روضه‌خوانى را موقوف نمائيم . بارى ، چادر مسجد شيخ عبد الحسين را برچيدند . بعضى را عقيده اين است كه برحسب اولياى دولت چادر را برچيدند . همان روز كه چادر برچيده شد ، جمعى متفق آمدند و حاجى عبد الرزاق را تهديد كردند و رفتند چادر را دوباره زدند . عجالتا همه شب سيد جمال با كمال بىباكى در سر منبر هرچه ميل دارد مىگويد . دو شب قبل اظهار كرده بود كه ، بعضى مرا تهديد مىنمايند . چند نفر آخوند برخاسته ، به فرياد بلند قسم‌هاى غلاظ و شداد ياد مىنمايند كه ، ما حاضريم هركس كه باشد او را بكشيم . بارى از اين مذاكرات و سروصداها متصل بلند است . رشت در اين چند روزه بىاندازه برهم خورده ، علت هم اين بود كه نصف اهل شهر ، حاجى داود نامى را براى وكالت انتخاب كردند ، يك مقدارى از اهل شهر و يكى از علماى آنجا كه راضى به وكالت اين شخص حاجى داود نيستند رفته كار به جنگ و جدل رسيده است . اگرچه حالا قدرى ساكت شده‌اند ، ولى باز هم احتمال كلى مىرود بهم بريزند و در ضمن قتل و غارت هم بشود . در تبريز هم يك نفر آخوندى را به عنوان اينكه با مجلس ضديت دارد كشته‌اند . بعلاوه شهرت دارد حاج حسن ميلانى كه يكى از تجار محترم و معتبر تبريز است ، شب در حين عبور در كوچه با طپانچه زده‌اند بطورى كه گلوله از پشت گردنش خورده و از دهانش بيرون آمده ، ولى تا به حال نمرده است . شهد الله ما فوق بدبختىهاى عالم به ملت ايران رو آورده است . فقط چيزى كه اسباب سعادت و خوشوقتى اين مردم بىانصاف و حق‌ناشناس شده است ، رأفت و مهربانى و عفو و اغماض و دين‌دارى و خداشناسى اين شاه حاليه است كه با اين جسارت و خودسرى و رذالتى كه در اين مردم هست ، معهذا تا اين ساعت به قدر خردلى از طرف شاه صدمه‌اى به كسى وارد نشده است . با هر طبقه از علماء و تجار و غيره كمال مهربانى و مساعدت شده است . افسوس كه مردم نه حد و نه احترام خودشان را مىخواهند و نه قدر اين مهربانى و مرحمت را مىدانند . خداوند به اين چنان مردمانى ترحم نمايد . دو سه روز قبل در مجلس شوراى ملى وكلا قسم ياد نمودند كه به دولت و ملت خيانت نكنند . بعضى از وكلا در خوردن قسم تأمل داشتند . از تماشاچى و غيره صداها بلند مىشود بطورى كه نزديك بوده است بهم بريزد ، بلكه كار به كشتن هم نزديك بوده برسد . آقاى سيد عبد الله و آقاى آسيد محمد به هر شكلى بوده مردم را ساكت و راحت مىنمايند « 38 » . مختصر ، و لوله غريبى در مردم پيدا شده است . مىترسم عاقبت در اين شهر جان و ناموس مردم بدست اراذل و اوباش از ميان برود . هر بقال و سبزىفروشى خودش را امير مىداند . هركسى با هركسى طرف است و مىخواهد طرف را بترساند ، مىگويد ،

--> ( 38 ) - منظور وقايع مجلس است در روز سه‌شنبه 20 محرم 1325 . در صورت مذاكرات مجلس چنين آمده است : « مذاكرات پنج‌شنبه 22 محرم پس از انعقاد مجلس و حضور حج اسلاميه ، وكلاء محترمى كه روز 3 شنبه 20 قسم ياد نكرده بودند ، امروز تماما در حضور حج اسلاميه سوگند ياد كردند ؛ مايهء مزيد اطمينان خاطر ملت گرديد . »