حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

758

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

هم كه از نوادهء حسين خان سردار و پروردهء نعمت فدوى و مرحوم سعد الملك است ، حالا اسباب كار اوست ؛ به محض رسيدن سردار ، به وظيفهء خود عمل مىكند . به حول و قوهء الهى ، عما قريب خاطر آفتاب مظاهر از اين مسئله آسوده مىشود . در اين موقع سزاوار نيست كه فدوى خبطها و خيانت‌هاى سلف را بشمارم ؛ گذشته ، گذشته است و معالجه ندارد . امروز اميدوارم با بصيرت‌هاى كاملهء حضرت اشرف و صدق و فدويتى كه در خدمت دولت داريد ، به سهولت مىگذرد . در خاطر داريد كه در شهادت شاهنشاه شهيد كه سردار مكرم با هفت هزار خانوار بيرانوند ياغى كه اطراف بروجرد را محاصره كرده بودند ، به واسطهء تقويت حضرت اشرف ، چه خدمات محير العقول كرد . حالا هم اطمينان مىدهم كه چون لطفعلى خان مأمور همراهى اوست و بختيارى هم از صميم قلب حاضر جان نثارى شده‌اند ، به زودى و سهولت رفع مىشود ، خاصه با همراهى كرمانشاهان و امير افخم . موقع اين كار ، زمستان بود كه در آن موقع كه ايلات در عربستان بودند اقدام شود ؛ كار خيلى عقب‌افتاده است . توپ كوهستانى و قورخانه لازم است ، در اصفهان ابدا وجود ندارد ؛ اگر در كرمانشاهان يا همدان باشد ، امير افخم زود مىتواند برساند . از تهران تا برسد طول دارد و موقع فوت مىشود . چاكر بىمقدار حسين قلى سه‌شنبه 15 ربيع الاخر 1325 قمرى « 11 » هو فرزند گرامى مختصرى مىنويسم . از تهران نوشته بودند سپهدار را اتابك با اردوى صحيح منظمى مأمور جلوگيرى و دفع سالار الدوله كردند . لطفعلى خان را هم همراه او مىفرستند . ولى شرط كرده است كه تكليف حكومت به او نشود ، همين‌قدر كه كار سالار الدوله يك طرفى شد ، مراجعت كند . نمىدانم فرزندى حسين كجا است . اين روزها اغلب تلگرافات انگليسى مىرسد و من اطمينان ندارم به ديگرى محول كنم . پنج‌شنبه 17 ربيع الاخر 1325 قمرى « 12 » هو فرزند عزيز امروز سه ساعت به غروب مانده كه چادر و ملزومات شما را فرستادم ، شرحى به شما نوشته‌ام . وقت مغرب تلگراف تهران رسيد ؛ آنكه از جانب سالار مير آخور به عنوان جناب معين همايون بود ، سپردم رئيس تلگراف به توسط آدم خودشان بفرستد ؛ آنكه به عنوان صمصام السلطنه از طرف ذى شرف حضرت اشرف است ، در لف پاكتى كه خودم به عنوان صمصام السلطنه نوشتم ملاحظه مىكنيد ، فرستادم كه بخوانيد و پاكت

--> ( 11 ) - از اصفهان به ده كرد . ( 12 ) - از اصفهان به ده كرد .