حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
754
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
شنبه 5 ربيع الاخر 1325 قمرى « 2 » هو فرزند مكرم اگرچه مسلك و عقيدهء من براى پيشرفت نكردن كارها و معايبى كه در موانع و محظورات مشهود بود ، شما را به استعفا و انفصال از كار و خدمت حكومتى كه داريد دعوت مىنمود و با پست سابق شرحى هم دائر بر مقدمات اين مسائل نوشته و ارسال داشتم ، ولى از بس كه فعلا وضع داخلهء تهران را مىبينم و انقلاب و اختلاف معنوى او را به ذهن مىسپارم ، به اعتقاد راسخى كه به انفصال شما در كار داشتم ، صلاح امروزه را باز به هر طورى هست در بقا و ثبات شما بجا مىآورم . چرا كه به هر اسم و به هر ترتيب ، انسان به قدر دو فرسخ هم از حوزهء تهران خود را دور تر بكند ، به صلاح و صرفه و آبرومندى نزديكتر است . اگرچه آن دلايل معينه براى استعفاى از كار در سر جاى خود باقى است و من به حكم امروز از پيشرفت مطلق كار در محوطهء ايران يأس دارم ، همينقدر هست كه باز چهار صباحى روز خود را به يك حيثيتى به شب مىرسانيد و بايد قدر دانست كه اگر به تهران بيائيد ، روزها خواهيد داشت كه به خواب هم ديدن آن را تصور نمىتوان كرد . اجمالا به هر سختى و زحمت و كشاكشى كه پيش آيد ، بسازيد و هرگز در مقام استعفا برنيائيد ؛ باشيد آنجا تا خداوند ببينيم چه تقدير كرده است ؛ شايد روزى بشود كه كارها ترتيبى داشته باشد . وضع خودم را با پست مشروحا نوشتهام ، مطلع هستيد و مىدانيد كه هنوز در اميرآباد هستم . بعضى از ملتىها كنكاش نموده و خواستهاند كه مرا مجددا داخل يكى از وزارتخانهها بكنند ؛ زير بار نرفتم و انشاء الله هم ديگر نمىروم و گمان ندارم كه ديگر كار وزارت من واحدى پيشرفت داشته باشد . در اين صورت ، داغ بطلان يا به عبارت اخرى ، ورقهء آبى و سفيد بر خود پسنديدن روا نيست . مترصدم كه هميشه سلامت حالات خودتان را با مطالب لازمه اعلام داريد . زياده زحمتى ندارم . شنبه 12 ربيع الاخر 1325 قمرى « 3 » هو فرزند جان يك ساعت از شب دوازدهم رفته ، از تلگرافخانهء باغ تلگرافى رسيده است كه سواد آن را فرستادم به توسط رضاى كاشى . ديروز هم از خط عراق تلگرافى از سلطان قزاقخانه كه مأمور حركت دادن سوار و سرباز بروجرد كرده بودم رسيده است ؛ مواد آن را هم فرستادم . در اين حالت ديگر جاى توقف و تأنى نيست . سواد جواب هم كه خودم عرض كردهام فرستادم ؛ همه را مىخوانى و مطلع مىشوى . حالت خوانين بختيارى را مىدانى ، اگر بخواهند دويست سوار حاضر خدمت كنند ، شش ماه
--> ( 2 ) - از تهران به شوشتر . ( 3 ) - از اصفهان به دهكرد ( شهركرد امروزين ) .