حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
739
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
تحريراتى كه به ادارهء محترمه مىرسد ، صد بيتش صحيح و قابل اعتماد نيست . آنچه براى اصلاحات مفاسد و معايب حاضره ايران مىنويسند ، بىحاصل است . زيرا كه هر پيغمبرى كه مبعوث به هدايت امتى شد ، اول نفس خود را محكوم به آن تكاليف كرد ، بعد اولى الارحام و خواص و مقربان خود را و پس از آن به حكم و لكم فى رسول الله اسوة حسنه امت را مجبور به تأسى داشت . روزى كه ناصر الدين شاه بدرجهء شهادت رسيد ، دولت دو فقره قرض داشت ؛ يكى قرض غرامت رژى و يكى قرض غرامت پول سياهى كه حاجى محمد حسن خائن دار الضرب و بودجهء ايران هم به همه جهت سالى سيصد و پنجاه هزار تومان زمين خالى داشت . در سنهء 1314 كه اول جلوس اين پادشاه مظلوم مقهور است ، چهار كرور به عايدات دولت از گمرك و ضرابخانه و تلگرافخانه و پستخانه و غيره افزوده است . معهذا ، چهل كرور در دو فقرهء اول و ثانى قرضى با شرايط منحوسه كردهاند و الان هم شانزده كرور قرض دستى متفرقه دارند و سه كرور كسر بودجه و هشت كرور حقوق معوقه لشكرى و كشورى و دو كرور هم از ماليات سال نو بمصارف سال كهنه رساندهاند . چه شده و كه برده ، چون حاصلى ندارد نمىنويسم . جمع كثيرى كه در دفتر بلژيكىها مشخص است و مىتوان با سند عرفى ثابت كرد ، بردند . و يك مقدار كلى هم به مشبهيات نفسانى تضييع و تلف شد كه از جمله سه سفر شوم فرنگ بود . يكروز در جائى كه چند نفر از وزراء و رجال بودند ، حاضر بودم ؛ مضامين جريده فريده حبل المتين كه در ظلم حكام داد سخن داده بود ، به ميان آوردند . جمعى از وزراء به چند نفر از حكام توبيخ كردند كه ، اعمال شماست ملت و دولت ايران را مفتضح كرد . آنها بطور مطايبه به وزير جنگ و وزير خارجه گفتند ، دخل ما را كه مؤيد الاسلام معلوم كرده است ، جريمه و غارت و رشوه از عارض و معروض و زيادى و زيادتى در ماليات و فروعات است . و مدت حكومت ما هم معلوم و مكنت و ثروت ما هم آنچه ظاهر است كه مىبينيد و هرچه را احتمال اندوخته نقدى و جواهرى مىدهيد ، به قيد قسم معين مىكنيم . اما ، شما دو بزرگوار كه مدت وزارت هردو از چهار الى شش سال است و ابدا مؤيد - الاسلام اسمى از شما نمىبرد ، از جواهر و نقد و طلا و نقره صرف نظر مىكنيم ، فقط از ملك و مبلهء منزل كه محسوس است هريك ده مساوى ما داريد . محل تحصيل آن را بنمائيد جز دزدى و خيانت به دولت و ملت چه محلى دارد . بارى ، اينها ثمر و نتيجه ندارد تا در مملكت قانون تأسيس نشود كه از پادشاه و حمال و كناس براى هريك حدى محدود و طريقهء مساوات جارى نشود ، به اين گفتنها و نوشتنها عمر عزيز و وقت شريف تلف و كاغذ تضييع مىشود . آنچه اتابك مقدوح شما در ظرف يازده سال با وجود مجبوريت و عدم اصالت و اشتغال به لهو و لعب ، نسبت به دولت و ايران خرابى و خيانت و براى شخص خودش ذخيره و اندوخته نكرده بود ؛ اين اتابك ممدوح در ظرف دو سال با وجود مختاريت و اصالت نسبى و مستغرق نبودن در لعب و لهو ، صد درجه بالاتر كرد و صد درجه بيشتر اندوخت . نه آن را جزائى بود و نه اين را ، و نه ساير وزراى بىانصاف بىدين را . در روزنامهء ملا نصر الدين ديدم ايران را به شكل نائمى كشيده و جرايد را بهصورت اشخاصى كه چوبها را بلند كرده و مىزنند و جريده اختر چوبش شكسته و