حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

735

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

شانزده خريد . پيوست نامه به حبل المتين [ نامهء حسين قلى خان به حبل المتين ] تكليف نامهء مقدسه آن است كه هرچه بنويسند ، غث و سمين را درج كند و بدين واسطه ، اسباب ملالت مقدوح و مسرت ممدوح نمىشود . فقط براى علم جناب عالى لازم است بنويسم ؛ زيرا كه مىدانم مبحث مناقشات ايران و عثمانى را از كجا مسوده فرستاده و داده بودند ، و اعتنائى به اين مرض‌ها و غرض‌هاى رجال خيرخواه دولت و ملت نيست . مقدمات مسئله تا يك درجه آنچه منتهى به مذاكرات مرحوم حاج ميرزا حسين خان مشير الدوله در باب عالى شده ، صحيح است ؛ جز آن‌كه اختلاف سرحدى به خليج فارس ممتد نمىشود ، به شط العرب منتهى است . اما تهييج و ايقاظ جديد علتش اين بود كه طايفهء منكور و پيران ساوجبلاغ چند سال بود به واسطهء تقويتى كه دولت ايران از محمد آقاى مامش مىفرمود و براى رؤساى آن‌ها تمكين از محمد آقا ناگوار بود ، از دولت مأيوس بودند . محمد آقا كه به لقب امير العشايرى افتخار حاصل كرد ، خواست به طايفهء منكور و پيران هم رياست و استيلا داشته باشد . بايزيد آقاى منكور برادرزادهء حمزه‌آقا ، مؤسس فساد شيخ عبد الله از تمكين به محمد آقا تحاشى كرد جمعى را با خود متفق و هجرت به خاك عثمانى و توسل سرحدداران آن دولت كرد . محمد امين آقاى پيران هم به همين علت با او همدرد بود همدست شد انتظار فرصتى مىكردند . چندين دفعه حكام ساوجبلاغ به تقويت محمد آقاى مامش آن‌ها را و كسان آن‌ها را حبس و تنبيه كردند . در سال گذشته كه سنهء 1323 بود ، مسيو لولو بلژيكى كه مأمور بود در سرحدات ايجاد گمركخانه كند ، يا به جهت عدم اطلاع از نقطهء سرحدى ، يا به اغواى همين طوايف پيران و منكور كه خواستند تهييج و فساد و تحريص سرحدداران دولت عثمانى را بكنند ، محلى را كه در نقطه و خاك مسلم دولت عثمانى بود ، به مسيو لولو براى تأسيس گمركخانه نمودند و او هم شروع كرد و ساخت و باز خود اين رؤساى مأيوس فرارى به مأمورين دولت عثمانى خبر دادند كه دولت ايران در خاك مسلم شما بناى گمركخانه ايجاد كرده است . به باب عالى خبر دادند ، از باب عالى اجازه حاصل شد كه بيايند معاينه كنند ، اگر در خاك مسلم عثمانى است ، خراب كنند . در ماه ربيع الثانى چهل نفر عسكر قاطر سوار را بايزيد آقاى منكور آورد گمركخانه را خراب كردند و از آنجا هم چون به لاهيجان كهنه كه محل سكونت محمد آقاى پيران بود ، مسافتى نداشت مأمور دولت عثمانى را با چهل قاطر سوار براى اثبات خدمتگزارى عشاير ساوجبلاغ به دولت عثمانى به لاهيجان كهنه آورد و يك شب هم مهمان كردند و از آنجا هم چون سليمان آقاى مامش هم كه برادر محمد آقاى امير العشاير بود مخالفت و تمرد از عموى خود داشت ، به معاونت سليمان و