حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

692

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

براى من و شما فرستاده بود . واقعا از بس خوب نوشته و زحمت كشيده است ، شب آن روز تمام كتاب را مرور و ملاحظه كردم . صبح كه از خواب برخاستم چشمم درد آلودگى بهم رساند و از آن روز تا به حال مشغول مداوا و معالجه هستم ؛ بدين واسطه حال كه چاپار مىآيد ، اين مختصر را به خط مرآت الممالك نويسانده و مىفرستم . وعده كرده بودم به شما كاغذ بنويسم و به ملاير بفرستم . تلگرافى كه در باب تبديل فوج مخابره كرده بوديد ، عينا فرستاديم به نظر مبارك بندگان حضرت صدارت عظمى رسانيدند ؛ جوابى كه در اين باب مرقوم فرموده‌اند ، لفا فرستادم ملاحظه مىكنيد . شما كه حالت و سلوك رفتار شاهزاده حاج بهاء الدوله را نسبت به بندگان حضرت صدارت عظمى و حضرت اشرف شاهزاده سپهسالار دامت شوكته ديده‌ايد ، مىدانيد كه نمىتواند حاجى معزى اليه را مجبور در فرستادن فوج به عربستان و لرستان كنند . وانگهى موافق قانون نظامى براى انتظام ساير امورات و افواج ، ناچار هستند كه همان فوج قزوين را حتما روانه و مأمور خدمت عربستان و لرستان نمايند . اگر جمع‌آورى و روانه نمودن فوج مذكور دير و زود بشود ، اين مطلب را هم دانسته باشيد كه حالا موقع تنبيه و تدبير بنى طرف نيست و حضرت و الا شاهزاده فرمانفرما دامت شوكته هم كه تا به حال وارد لرستان نشده است ، اين است كه چندان عجله‌اى در روانه كردن فوج ندارند . ولى جناب اجل سردار به قزوين رفته‌اند و چون حكم سخت فرموده‌اند ، هرطور كه باشد فوج قزوين به شما خواهد رسيد . جناب حاج معين التجار حضور دارند ، به شما سلام مىرسانند . حضرت و الا سپهسالار حالشان خيلى مغشوش است به‌طورى كه امشب من مىخواهم به حضرت عبد العظيم مشرف بشوم ، اطمينان ندارم كه تا فردا حيات دارند يا امشب مرحوم خواهند شد ؛ مگر اينكه خداوند تفضلى كند كه كليه اطباء جواب گفته‌اند . آنچه شهرت دارد و خيال دارند ، كليهء قشون را از سوار و پياده و توپخانه ، به ده قسمت منقسم و به ده نفر سردار مستقلا واگذار نمايند ؛ تا كى اين كار صورت پذيرد و سردارها كىها باشند ، معلوم نيست . امير افشار چند روز است وارد شده . جناب اجل سيف السلطان تا اواخر اين ماه به قزوين خواهد رفت . عمل حساب را معين الدوله نگذرانيده است ؛ خيال دارم اين دو سه روزه از نگذشتن حساب حضور صدارت عظمى شكايت كنم كه تأكيد و قدغن فرمايند زود عمل بگذرد . خبر تازه ديگر اينجا نيست ، جز اينكه هر وقت حاج معين التجار مىآيد و مرا ملاقات مىكند ، از بىنظمى فارس و شكايت مردم آنجا مىگويد و چون كاتب مفت مىبيند ، به شما اظهار ارادت مىنمايد . اهرم و فاويز را سيل به كلى خراب و منهدم كرده ، جمعى را كشته . حالا هر روز تلگراف و عريضه مىدهند ، مرا مالك قرار داده‌اند و تخفيف و مساعده مىخواهند ، مشغول هستند ؛ عرض كرده‌ام بلكه براى آن‌ها تخفيفى از دولت بگيرم . عمل دريابيگى را كه هنوز معين الدوله نگذرانيده است .