حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

689

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

تبصره : نامه‌هاى اين فصل ، از تهران و تبريز به بروجرد و ملاير و شوشتر ارسال گشته‌اند ؛ از اينروى مبدأ و مقصد نامه‌هائى كه از تهران به بروجرد و ملاير ارسال شده‌اند ، در پانويس هر نامه ذكر خواهد شد . عدم ذكر مبدأ و مقصد در پانويس ، دال بر ارسال نامه است از تبريز به شوشتر . يك‌شنبه 2 محرم 1322 قمرى « 1 » هو فرزند مكرم مراسلهء مورخهء هشتم ماه گذشته كه در لف پاكت اجلال نظام ارسال داشته بوديد ، رسانيد و از اينكه به حمد الله تعالى سلامت هستيد ، خرسندى دست داد . من هم لله الحمد احوالم خوب است و به كلى رفع كسالت و نقاهتم شده است و دور نيست از امروز و فردا بناى بيرون رفتن از منزل بگذارم . مدتى بود در تهران بارندگى تأخير كرده بود ؛ چند روزيست باران كامل آمده است و تا به حال رفع نگرانى از بابت حاصل و زراعت شده است . اينكه نوشته بوديد نوشتجات من ساده و رسمى است ، اولا ، من و آميزش من مقتضى نيست كه مراسلاتم زياد از اين اندازه مطلبى داشته باشد . ثانيا ، نوكر و پيشكارى « 2 » داريد كه شب و روز در هر مجلس و محفلى برود و از هر قبيل وقايع اين شهر باخبر است ، و فرضا اگر مطلب لازم هم باشد ، من به او حالى مىكنم كه براى شما بنويسد . پس كثرت تحرير مراسلات من براى شما واجب نيست . ليكن كاغذهاى شما بايد جامع هر قسم خبر و گزارش آن حدود باشد كه اولا خود من بىخبر نباشم ، و ثانيا در مواقع لازمه هرچه صلاح كار و حوزهء حكمرانى بندگان حضرت مستطاب اشرف و الا شاهزاده فرمانفرما « 3 » دامت شوكته و راجع به مأموريت خود شما باشد ، در حضور حضرت صدارت عظمى عرض كنم و ارائه بدهم . معهذا مراسلات شما خالى از مطلبى است و به هيچ وجه از تفصيل وقايع آن صفحات را نمىنويسيد . در تهران خبر واهى زياد منتشر است ؛ گاهى سگوند نظر على خان را دستگير كرده‌اند ، بعضى مىگويند دعوا

--> ( 1 ) - از تهران به بروجرد . ( 2 ) - منظور مغيث السلطنه است . ( 3 ) - در اين زمان عبد الحسين ميرزا فرمانفرما حاكم كرمانشاهان بود .