حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

668

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

همين قدر كه از سلامت شما مطلع شدم ، كافى است . شكار جاجرود قدرى به تعويق افتاد ، شاه در دوشان‌تپه است . شاهزاده هم براى مشورت با وزراى ثلثه در باب كتابچهء جمع و خرج ، سه شب است رفته دوشان‌تپه . امشب كه شب يكشنبه است مىآيد شهر براى ملاقات شارژ دافر انگليس . احتمال مىدهد كه امشب باهم برويم منزل شاهزاده ؛ ديگرچه صحبت بشود ، نمىدانم . اجمالا اركسر كردن حقوق مردم ، صرف‌نظر كرده‌اند ؛ به ملاحظهء آنكه مبادا از مردم سر و صدائى بلند شود . يقين دارم اگر صدائى بلند شد ، روس‌ها اسباب مراجعت ارباب را فراهم مىآورند . حسابى كه كرده‌اند اين است كه ، قدرى از مخارج شخصى شاه كسر كنند ، قدرى جنس‌هاى تسعيرى را برگردانند ، قدرى در خالصجات فروشى بيافزايند - مثل رامهرمز و نظاير آن‌ها - ، قدرى هم سيورسات و خانوارى را تسعيرى كنند و حقوقات مكررى كه ميرزاها و بعضى اشخاص مىبرند ندهند ، قدرى بر گمرك و تلگرافخانه و پستخانه و ضرابخانه بيافزايند ، صرافيه تشكيل دهند كه بروات « 124 » حقوق را بخرد و از قرار تومانى سه - چهار هزار كسر نمايد . اين‌ها خيالاتى است كه كرده‌اند ، تا كدام يك پيشرفت كند . سه كرور كسر دارند و دو كرور در قرض متفرقه ؛ علاوه بر آن ، دو فقره قرض كلى دولتى . از تفاوت عمل‌ها هم جزء ماليات خواهند كرد و براى حكام حق الحكومه قرار دهند . از حكام هم چهار پنج نفر را حكما تغيير مىدهند ؛ فارس ، خراسان ، كرمان ، يزد ، لرستان ، عربستان و استرآباد . اين نقشهء صحيح است كه تا امروز كشيده‌اند . ميانهء شاهزاده و وزير هم خيلى بد است . مشير السلطنه هم با شاهزاده خوب نيست . دو برادر هم چندان صفاى باطنى ندارند . هيچ كس نمىداند چه خواهد شد . شاهزاده با من مهربانى فوق العاده دارد . اگرچه با عموم مردم اينطور است ، ولى ديگران جهات عديده دارد . ولى با من ، بدون سابقه ، اينطور گرم بودنش محل حيرت است . من هم كه آن بىاعتنائى و توهين ارباب را ديده‌ام ، اين حالت را براى خود فرج بعد از شدت حساب مىكنم . باز بايد كار را به خدا واگذاشت و خير و صلاح را از خدا خواست . شعاع السلطنه هم خيلى با من گرم گرفته است . مخصوصا من امروز صبح رفتم او را ملاقات كنم ، رفته بود منصورآباد ؛ فورا آمد پاى تلفن ، به قدرى عذرخواهى و اظهار خجالت و خصوصيت كرد كه اندازه ندارد . نتيجهء اين خصوصيت را من براى شما و علاقجات شما منظور كردم كه انشاء الله رفع شر آن كلب عقور « 125 » بشود و بتوانيد يك سال با اين شاهزاده راه برويد . اگرچه هيچ چيز شرط هيچ چيز نيست ، ولى با توكل زانوى اشتر ببند . امروز در قلمروى دل بعد از شاهزاده ، دست دست امير بهادر است ؛ بلكه كارچاق‌كن شاهزاده نزد شاه امير است . سابق به معير الممالك نوشته بودم كه ، بدهد ميرزا حسين اهرمى يك كتاب انسابى با شرح بنويسد . من در مدت عمرم از ميرزا حسين بهتر ، كسى را نديدم كه كتاب انساب

--> ( 124 ) - در اصل : بروات‌هاى . ( 125 ) - احتمالا منظور علاء الدوله است .