حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
410
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
چهارشنبه 23 صفر [ 1308 قمرى ] « 60 » هو فرزند جان شرحى كه تحريرا و تلگرافا در خصوص مأمور بنائى به تأكيد نوشته بوديد ، ديدم و تفصيلى كه از لجاج و عناد آن فظ غليظ القلب دنى الطبع « 61 » ذكر كرده بوديد ، ابدا بر علمى كه من در حق او دارم چيزى نمىافزايد . اولا تو هنوز از راهى كه عموى پيرت با خداوند و از تفضلى كه به چهارده معصوم دارد ، مطلع نيستى . مجملا بدان كه من بر خلاف آن جامع رذايل بىزوال ، خودم را از پشه و مورى ضعيفتر و از پيرزن كورى عاجزتر و نالايقتر دانسته و مىدانم و آنچه را كه داشتهام و دارم ، فقط از فضل خداى تعالى و اظهار قدرت او بوده است . قبل از رشد و تميز تو ، آنچه شده است خبر ندارى . در اين زمان قليل كه خودت خاطر دارى ، ملاحظه بكن چقدرها يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ « 62 » شده است . همين فظ غليظ القلب خواست دست مرا از عمل جنس كوتاه كند ، اسباب بنادر را فراهم آوردند كه نتايج آن را ملاحظه مىكنى . بعد از آنكه حضرت اجل اشرف از من خواست گمركها در ادارهء من باشد ، آنقدر عناد و لجاج كرد كه اسباب خمسه فراهم آمد . منت خداوند را كه مزيد شئونات و اعتبارم شد . چراغى را كه ايزد برفروزد * گر ابله پف كند ريشش بسوزد « 63 »
--> ( 60 ) - نامهء فوق در سال 1308 قمرى نگاشته شده است ، به چند دليل : الف - مضمون نامه دال بر حكومت حسين قلى خان است در عربستان . ب - در پيوست اول نامه آمده است : « . . . خداوند تفضل كند كه اين پست از دست ايلات لرستان سالم به منزل برسد و اين اسناد را به شما برسانند و مثل دو سه فقره سند پارساله نشود . . . » ج - به مسئلهء اغتشاش پست و ربودن مراسلات توسط ايلات لرستان ، در نامههاى 1307 قمرى اشاره رفته است . لذا عبارت « دو سه فقره سند پارساله » در مورد فوق ، اشارهايست به ربودن اسناد در سال 1307 قمرى . د - در سال 1309 حسين قلى خان از حكومت عربستان بر كنار شدند . پس اين نامه فقط مىتواند در سال 1308 نگاشته شده باشد . ( 61 ) - مقصود ميرزا اسماعيل خان امين الملك است . وى پسر سوم آقا ابراهيم امين السلطان و برادر اعيانى ميرزا على اصغر خان امين السلطان ثانى « اتابك اعظم » بود . ابتدا به رياست خزانه رسيد و سپس اداره گمركات و كليهء ماليه و غلات ايران را عهدهدار شد . ( 62 ) - در اصل : أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ . قرآن مجيد . سورهء التوبه ، آيهء 32 : « . . . اراده مىكنند اينكه خاموش كنند نور خدا را به دهانهاى خودشان و ابا مىكند خدا يعنى نمىخواهد خدا مگر اينكه تمام كند يعنى آشكار كند نور خود را . . . » ( 63 ) - كذا . اين بيت به صورت ذيل نيز گفته شده است : چراغى را كه ايزد برفروزد * هرآنكس پف كند ريشش بسوزد قديمىترين صورت اين بيت ، سرودهء بوشكور بلخى است ، به اين شكل كه : هرآن شمعى كه ايزد برفروزد * هرآنكس پف كند سبلت بسوزد