حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
397
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
و عكس داخل را نمىتوان برداشت ، از آن جهت متروك مانده است . انشاء الله تعالى بعد از اتمام ، استدعا خواهم كرد كه مأمورى براى تحويل گرفتن روانه فرمايند ، اگرچه سابق هم مكررا استدعا كردهام . امسال انتظار داشتم كه ديگر كار دولتى ندارم و تابستان را در شوشتر آسوده بسر خواهم برد . آنهم بهواسطهء بىفكرى و بىحقوقى ميرزا عبد الله خان نشد . پارسال آخر سال كه خبر حكومت حشمت الدوله و ضياء الدوله متواتر شد ، اين احمق در پرداختن ماليات تعلل كرد . حتى مواجب فوجى را هم حواله كردم اعتنائى به رضا قلى خان ياور نكرد . بعد كه از بوشهر مراجعت كردم ، مالياتش را پرداخت . معهذا نه آدم فرستاد كه مفاصاى اودئيل را بگيرد و نه تمسكات بارسئيل را داد . رفته رفته خيالش قوت گرفت كه جرأت آمدن به ديدن سعد الملك و گرفتن حكم سال نو را هم نكرد . حالا ديگر بار گردن من شده است كه بعد از حركت صاحبقران و ورود بندر ناصرى ، به طرف ابوابجمعى او بروم . شيخ جعفر شيخ المشايخ حاكم فلاحيه را خواستم آمد . صاحبقرانيهء بلوك جراحى را كه جزو ابوابجمعى مير بود به او دادم و روانه كردم رفت . مسلما تا خودم اردو به جراحى نبرم ، كار صورت نمىگيرد و امسال تمام تابستان بايد مبتلاى زحمت اين احمق باشم . چهارشنبه 1 شوال 1307 قمرى هو فرزند مكرم من روز عيد است و از زحمت روزهء سى روزه در اين هواى گرم و آب گرم و پشهء زياد نيمهجانى بيرون بردهايم . جناب سعد الملك كه به واسطهء صدمهء روزه و نبودن هيچ ميوه و مشروب و ما يحتاج ، از ديشب تب عارضش شده است و ناچار روز شنبه راضى شدهام كه به سلامتى مراجعت به بوشهر بدهم . چون جهاز پرسپوليس ار به جاسك فرستادهاند ، با « ميل » تشريف مىآورد و من هم سه روز بعد از حركت ايشان ، به طرف ناصرى مىروم . ملاحظه بكن اين چهار روز عمر نه از ملاقات برادرى مىتوان تمتع داشت و نه اولاد و عيال . پس حاصل عمر و زندگى چه چيز است ؟ بارى ، اگر معمول حال جهانيان به قضا نيست ، چرا مجارى احوال بر خلاف رضا است . مصيبت بزرگ اين است كه تا انسان منفصل از حكومت نشود و كتابچهء مفاصايش را در جعبه نگذارد ، معلوم نيست داراى چه چيز است ، بلكه نمىداند اعقاب و اخلاقش از دست فراش دفتر كه از جانب محصل بقايا مأمور است خلاصى دارند يا اسير و گرفتار خواهند بود . امسال حاصل عربستان خيلى خوب بود ، ولى كثرت بارندگى خيلى خسارت بار آورد . الان كه آخر ثور است و اول جوزا مفصل رعد و برق و بارندگى دست برنمىدارد . هرجا صيفى بود فاسد شد . براى ثمرهء نخل هم خالى از ضرر نيست . امسال هرچه ترياك كاشته بوديم كلا فاسد شده است . خداوند براى اين ملك وسعت و ثروت نخواسته است . بعد از ورود به شوشتر حاجى على اصغر را خواهم فرستاد كه بيايد تهران تا اواسط اسد كه جناب سعد الملك قرار داده است ، حسين و مهدى بيايند همراه باشند . اگرچه براى