حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

395

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

منزل كنند ، چون مال التجاره و نوشتجات پست مستقيما به آنجا وارد نمىشود ، اول مىرود بصره ، بعد از يك هفته مىآيد صاحب‌قرانى ؛ و با اين حالت ، صاحب‌قرانى ابدا بندريت بهم نمىزند . چنان‌كه سال‌ها است محمره بندر نشده است . آن‌وقت محمره در جائى واقع شده بود كه بايد جهازات وارد كاران « 41 » بشوند و نيم فرسخى در بستر كاران بالا بروند تا به محمره برسند و بستر كاران هم ممنوع بود . من بناى صاحب‌قرانى را در دهنهء كاران در كنار شط العرب گذاشتم كه در جلوى راه عبور كل جهازات واقع شده است ؛ به قسمى كه ، ممكن است از ميان جهازات يك دانه سيب يا نارنج به ميان عمارت و اسكلهء صاحب‌قرانى بيندازند . داخل صاحب‌قرانى با راكبين جهازات حرف مىزنند . در اين صورت مال التجارهء اينجا و نوشتجات پست اينجا را بردارد و به بصره بعد از پنج روز الى يك هفته بياورد ، به هيچ قانونى درست نيست و حال آن‌كه در تمام كرهء ارض چنين رسمى معمول نيست . آن وقتى كه اين عمل را به غير قاعده معمول كردند ، بندر محمره بندر نبود و سه‌راه نبود و بستر كاران آزاد براى تجارت نبود . قدرى اهتمام و مراقبت بكن كه ، حضرت اشرف اجل روحى فداه ايستادگى نفرمايد . خواهى گفت ، تو دل‌بستگى و ميل به توقف در عربستان ندارى ، چرا آن‌قدر دنبال اين مطلب را گرفته‌اى . خدا مىداند ، تعصب و غيرت نمىگذارد من آسوده باشم . نام نيكى است و اسباب آبادى مملكت و شرف دولت و ملت شيعه و دوستان اهل بيت ( ص ) مىشود . خوب است بعدها يك منصفى بهم برسد كه قدر بداند و بگويد خدا بيامرزد . در باب ميرزا كاظم ، كارى بكن كه اين سفيه ديوانه از محمره احضار شود . تمام عالم را رسوا و مفتضح كرد . پيوست پنجم فرزند جان طريقهء حزم و عقل آن است كه من تا موقع حركت موكب مسعود به طرف ييلاقات ، انتظار معزولى را داشته باشم . در اين صورت قدرى در فرستادن تعارفات براى بعضى اشخاص دست نگهداشتم و موقوف به اواخر شوال كردم . ولى ، از معاودت به صاحب‌قرانى و شوشتر علاجى ندارم . مضطربم و شيرازهء كارهايم به كلى از هم پاشيده است . در واقع تا به امروز در ايران هيچ‌كس نديده و نشنيده است كه ، حاكم يك مملكت بزرگى مثل عربستان در آخر سال بيايد در مملكت ديگر و تا دو ماه از سال نو گذشته توقف كند . در حالتى كه از اطراف هم متصل بنويسند : فلان شاهزاده حاكم است . خلاصه اين مطلب طويل است و بايد به وجدان ، كسى بفهمد كه اين عوالم را سير كرده باشد . به ملاحظاتى دست و دل من پى اظهار مطلب ولايتى و كارهاى عمدهء مملكت نمىرود . اگر چيزى هم بنويسم على الرسم از روى يأس است . اما در كارهائى كه محض رضاى خدا و خوشنودى رسول ( ص ) خداست ، نمىتوان خود را معاف داشت . جناب آقا سيد محمد امام جمعهء بوشهر ، پيرمرد فقير و مستأصلى است محترم و از اولاد مرحوم سيد

--> ( 41 ) - كذا . مقصود « كارون » است .