حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
379
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
سد كرده بودم كه به قدر سه ذرع الى هفت ذرع فاصله مانده بود تا دو طرف بهم متصل شود . چون ديگر مصالح و اسباب كار نداشتم ، دست برداشتم . دو ساعت از شب رفته ، آب از خدا بىخبر زور آورد و به كلى نصف تمام سد سله را شكست و برد . آن شب دوم محرم براى من و تمام اجزاء و حاجى استاد على ، مثل شب عاشوراى اصحاب حضرت سيد الشهداء گذشت . احدى از ما شام نخورديم تا صبح از غصه بيدار بوديم . علاوه بر هفت هزار تومان ضرر ، دو خسارت ديگر وارد آمده است كه ابدا تلافى و عوض ندارد . اول ، سه ماه تمام عمر خود را در اين جاى دور ، زير آفتاب تلف و ترك شوادان و كلاهفرنگى كرديم و راحت را بر خود و نوكر و همراهان حرام داشتم ، به هدر رفت . ثانيا اقلا چهل روز كار را پس انداخت و هرگاه خداى نخواسته كار بنائى به فصل بارندگى و زياد شدن آب بكشد ، از حيز قدرت بنى نوع انسان حتى انبياء و اولياء هم ظاهرا خارج است كه در جلوى اين درياى ديوانهء بنيانكن بتوانند بنائى كنند . خلاصه متوكل على الله كار را معطل نگذاشتم ، از عمله و مصالح آنچه معمول سابق بود دو مساوى افزودم . شبها بعد از مغرب مىرفتم به قلعه « 9 » ، آن را هم موقوف كردم . اردو و چادر در همان كنار رودخانه كه از قطعات سقر شمرده مىشود زدهايم ، روز و شب مشغول كار بستن جلوى آبيم . ديگر چه بنويسم از گرماى برج سنبله بر من و مردم چه مىگذرد . حالا شوشترىها مژده مىدهند كه عمدهء گرما در برج ميزان كه عرقريزان است خواهد بود ، رضا به قضا الله . البته از ناخوشى محمره « 10 » خبر داريد كه معز السلطنه و تمام اهل محمره فرار كردند . اصل مقصودشان اين بود كه عبد الحسين خان و مأمورين مالى و احمد خان سرتيپ هم فرار كنند و كار بنائى اينجا پيشرفت نكند . الحمد لله آرزو به دلش گذاشتم ، حكمى نوشتم و مأمور مخصوصى فرستادم كه ، اگر ميرزا كاظم خان كارگزار يا عبد الحسين خان از جاى خود حركت كنند ، دو هزار چوب مىزنم ، ريش و سبيل آنها را مىتراشم سرخاب و سفيدآب به رويشان مىمالم . سرباز هم اگر فرار كند ، گوش و دماغش را مىبرم . احدى جرأت فرار نكرده ، شش اطاق تحتانى و فوقانى و اسكله ساخته شد . انشاء الله تا آخر محرم دو دسته ديگر سرباز براى عملگى با مصالح و بنا مىفرستم تا خدا چه بخواهد . پيوست اول هو فرزند جان اين صفحه را محرمانه به شما مىنويسم ؛ اگرچه به حول و قوت خداوند ، اگر زنجير به گردنم بيندازند و آنچه دارم ضبط ديوان شود و از خاك ايران
--> طول پل 435 ذرع ، عرض 6 ذرع ، ارتفاع ده ذرع ، چشمه 15 . . . » ر . ك : نجم الملك ، عبد الغفار . سفرنامهء خوزستان : 27 . جهت اطلاع بيشتر از چگونگى تعميرات پل توسط حسين قلى خان به خاطرات ايشان در باب اول رجوع كنيد . ( 9 ) - منظور قلعهء سلاسل شوشتر است . ( 10 ) - منظور بيمارى مرگامرگى سال 1307 است .