حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

88

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

علاء الدوله « 21 » امروز مدير بقايا و محاسبات و رئيس خزانه و ساير امور است و با من و اتباع من عداوت دارد و با حسام السلطنه و نصرت الدوله و كسانى كه با من مخالفند دستش يكى است ، من نمىتوانم در كار تو حمايت و دخالت كنم ؛ مستوفى الممالك هم در حضور شاه صريحا گفته است ، حسام السلطنه از بابت سنواتى فارس و خراسان و اصفهان ، قريب صد هزار تومان باقى دارد . حسام السلطنه هم عمل فارس را به مشير الملك و خراسان را به مؤتمن الملك و اصفهان را به تو راجع كرده است . بايد كارى نكنى كه مبلغى بر حسام السلطنه وارد بيايد . از آنجا نزد مستوفى الممالك رفتم . مستوفى الممالك گفتند ، حساب اصفهان را مرتب كنيد ، بياوريد در دفتر بگذاريد ؛ من شما را آسوده مىكنم . من ميرزا عبد الله را خواستم كه بيايد اسناد خرج و صورت حسابى كه مرحوم ميرزا حبيب الله نوشته بود ، بياورد . معلوم شد ميرزا عبد الله رفته است و نزد مرحوم ميرزا هدايت وزير دفتر ، منشى شده است و هرچه اسباب منزل بوده ، يا فروخته و يا گرو گذاشته است . آدم من مراجعت كرد كه ميرزا عبد الله مىگويد ، من روزها در دفتر هستم و شب‌ها هم تا ساعت پنج در خدمت وزير دفتر ؛ وقت ندارم ، روز دوشنبه مىآيم . روز دوشنبه تشريف آوردند . صورت حساب را خواستم ؛ گفت ، مىروم در ميان نوشتجاتم جستجو مىكنم و مىآورم . اسناد خرج را خواستم ؛ گفت ، داده‌ام عزب دفتر برات صادر كند و مبلغى هم براى مخارج پول قرض كرده‌ام و داده‌ام . گفتم فهرست عزب دفتر و صورت مخارج را بدهد . رفت فهرستى فرستاد و صورت مخارجى كه به قدر سه هزار تومان بود . ميزان فهرست را رسيدم ، ديدم قريب هشتاد هزار تومان كسر مأخذ دارد . چند روز پاپى صورت حساب شدم ؛ بعد از يك ماه ، صورتى كه ميرزا حبيب الله مرحوم نوشته بود آورد . بيست و دو فرد از ميان افراد كشيده بود . هرچه اصرار كردم كه جستجو كن اين كسر افراد را از ميان نوشتجات پيدا كن ، جواب داد كه ، يا همين‌ها را به من تحويل داده‌ايد ، يا در وقتى كه من اسباب منزل را از خانهء شما به خانهء ديگر نقل كرده‌ام ، مفقود شده است . چون من از او سندى در دست نداشتم كه نوشته باشد چند طغرا فرد صورت حساب نزد من است و خود او وكيل و مباشر گذراندن حساب بود و از آن طرف هم وزير دفتر حمايت مىكرد ، ماندم متحير و تفصيل را محرمانه به مرحوم مستوفى الممالك گفتم . رسيدگى به حساب‌هاى معوقهء حسام السلطنه در تهران مستوفى الممالك هم با وزير دفتر صفائى نداشت و نتوانست سختى كند . من ناچار ماندم و كاغذى به ميرزا على مستوفى خزانهء اصفهان نوشتم و كاغذى هم به خود ميرزا حبيب الله و صدق مطلب را هم اظهار كردم و از آن‌ها صورت مجدد خواستم . از اين طرف هم علاء الدوله همه روزه محصل گذاشته و حساب مىخواهد و شاه و مستوفى الممالك

--> ( 21 ) - مقصود ميرزا محمد رحيم خان علاء الدوله است .