حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

52

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

مهربانى شما هستم ؛ انشاء الله فردا مستقبلين و دستگاه وارد مىشوند . رفت و گفت و در وسط بازار به من رسيد . تقريبا نيم ساعت از شب رفته ، وارد ميدان نقش جهان شدم . اول به درب عمارت سر پوشيدهء سيف الدوله كه منزل شاهزاده بود رفتم . گفتند ، به چهل ستون رفته‌اند . به چهل ستون رفتم ، شاهزاده را ملاقات كرده و يك ساعت و نيم از شب رفته وارد عمارت صدرى شدم . آنجا اتاق‌ها فرش ديوانى داشت و بيرونى مرحوم ناظم الملك هم بود . از منزل شاهزاده دو مجموعه شام آوردند و آبدار و قهوه‌چى ناظم الملك و پسرهايش پذيرائى كردند . صبح جلودار مستقبلين رسيد . مشغول كار و آمدوشد علما و تجار شدم . ولى از بابت نان شهر و قحط ، حالتى داشتم نزديك به جنون . مرحوم امام آن روز رقعه‌اى اظهار دل‌تنگى از وضع ورود نوشته و تبريك ورود گفته بود . جواب عرض كردم ، و لكل جديد لذة ، اين طرح و وضع انشاء الله از من در ايران جارى و اسباب آسودگى و راحت جان خلق مىشود . قحطى اصفهان و تهيهء گندم روز اول آقا كوچك كه مير محمد حسين برادر كهتر امام بود ، با برادرهاى مرحوم حجة الاسلام آمدند . روز بعد خود امام و مرحوم حاجى شيخ محمد باقر و ساير علماء . صحبت منحصر به قحط و سوء تدبير صاحب ديوان بود . با وجودى كه دولت كل جنس عراق را به صاحب ديوان داده بود از قرار خراورى چهار تومان ، قيمت آن را در اصفهان صاحب ديوان چهارده تومان قرار داده بود . چندين دفعه صاحب ديوان را محاصره و عمارت عالىقاپو را سنگباران كرده بودند و صاحب ديوان توپ باروتى بدون ساچمه به ميان مردم بسته بود . بسيار مضطرب بودم . در اين بين ، ميرزا پرويز خان نويسندهء حسين قلى خان بختيارى براى تبريك ورود وارد شد . در ضمن تمسكى كه از بابت املاك چهارمحال اربابى و خالصجات متصرفى خودشان مىدادند ، قرار دادم دو هزار خروار گندم از قرار خروارى چهار تومان بدهند و مال حمل را هم خودشان تهيه كنند و از قرار خروارى دو تومان كرايه بگيرند . قبول كرده ، فرستاد از ايلخانى سند ممهور آوردند . يك سردارى شمسه گلابتون براى او خلعت فرستادم . به‌واسطهء سابقهء اطلاعى كه از علاقهء ملكى حاجى نصر الله خان قشقائى پسر مرحوم محمد على خان ايلخانى و داماد مرحوم محمد قلى خان ايلخانى داشتم - كه در سر حد چهاردانگه كه مجاور با قمشه و سميرم اصفهان است ، املاك و جنس كلى دارد - به مشاراليه نوشتم ، هرچه جنس حمل اصفهان شود ، به نرخ آزادى كه رضاى بايع و مشترى باشد ، وجه نقد داده مىشود . مشاراليه هم متدرجا با دواب خود و شتردار متفرقه بناى حمل گذاشت . علما هرقدر از دولت استدعا كردند كه ، چون در سنهء ماضيه كل جنس ديوانى عراق را به صاحب ديوان مرحمت كرديد و معزى اليه او را سرمايهء تجارت قرارداد و رفاهى براى فقرا نشد ، هذه السنه اقلا نصف را مرحمت كنيد و ما علما تعهد مىكنيم كه مأخذ قيمت دريافتى ديوان و كرايهء او را ميزان قيمت قرار بدهيم