حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
48
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
مراسله اظهار كرده بودند كه ، حكمت بقاى صاحب ديوان در حكومت اصفهان براى اين داعى مجهول است و انتظار علم بر اين حكمت را دارم . حسام السلطنه عرض كرد ، فردا انشاء الله منظور نظر مبارك صورت خواهد گرفت . فرداى آن روز كه به خلوت كريم خانى رفتيم ، حسام السلطنه محض اظهار بىغرضى ، در مجلس رأى داد كه ، نواب مؤيد الدوله بيست هزار تومان پيشكش بدهد و حكومت اصفهان با او باشد ؛ مقبول خاطر همايونى و ممدوح تمام حضار مجلس از شاهزادگان و وزراء افتاد . مؤيد الدوله دو روز براى اداى پيشكش تعلل و عاقبت اظهار عجز كرد . چون در تغيير اين حكومت شاه تعجيل داشت ، روز سوم يحيى خان معتمد الملك را كه مدير مجلس بود محصل كرد كه ، حكما امروز بايد تعيين حاكم براى اصفهان بشود . حسام السلطنه به طريق صحبت ، در حين رأى دادن شاهزادگان و وزراء ، اظهار تأسف كرد كه ، اگر من مأمور خراسان نبودم و آلودگى باقى محلى در يزد نداشتم و فرصت براى ترتيب اين كار مىبود ، مضايقه نداشتم كه يزد را تبديل به اصفهان براى ابو الفتح بكنم و يزد را به امير دوست محمد خان پسر معير الممالك وابگذارم و بعد بروم خراسان . معير الممالك هم حضور داشت . يحيى خان معتمد الملك هم كه در شاه نشين اطاق نشسته بود ، شنيد . من هم آنجا بودم . يحيى خان بهطورى كه اهل مجلس متوجه نشوند ، از ارسى اتاق بيرون رفت و راپرت مجلس را به عرض رسانيد . چون مدتى بود كه خاطر مبارك مايل تفويض يزد به معير الممالك بود ، فورا دستخط فرمودند كه ، حكومت اصفهان با ابو الفتح ميرزا و حكومت يزد با امير دوست محمد خان است و بايد الان رسما فرمان و حكم صادر بشود ؛ حسام السلطنه بيست هزار تومان را بدهد و معير الممالك هم تعهد وصول بقاياى ابو الفتح ميرزا را بكند . معتمد الملك وارد شد و در جلوى شاهزادگان و مشير الدوله و وزراء نشست و دستخط را قرائت كرد . همگى مباركباد گفتند . من فكر كردم كه براى شش هزار تومان تتمهء چهارده هزار تومان ، چه كنم و در اين تنگناى وقت ، چطور از عهدهء قسط اصفهان و وكالت خراسان و عروسى دختر شاهزاده برآيم . فورا شاهزاده به من گفت ، كار شوخى من جدى شد ؛ شما برويد منزل و در تهيهء بيست هزار تومان باشيد . من رفتم منزل . وقتى شاهزاده آمدند پرسيدند ، چه مىكنيد ؟ جواب دادم ، مىدانم شما از وجه موجود خود نخواهيد داد ، مىروم كه از معير الممالك قرض كنم . عصر رفتم و به معير الممالك اظهار كردم . فورا تمسك به وعدهء شش ماه از من گرفت و قبض وصول داد ؛ آوردم و به شاهزاده دادم . شاهزاده گفت ، بدهيد به معتمد الملك كه به حضور ببرد . بردم دادم و فرمانها صادر شد . چون در يزد تلگراف نبود ، به امامجمعه تلگرافا خبر داديم كه ، قاصدى بفرستيد و اين خبر را بدهيد كه تهيهء سيصد مال بنه براى شاهزاده و ميرزا محمد حسين و اجزاء كرده ، بفرستند . مرحوم امامجمعه قاصدى فرستاد ؛ چهار روزه به يزد رسيد و مالوبنه را هم يك روز فاصله حركت داد كه دوازده روز بعد از رسيدن خبر تغيير ، وارد يزد شدند و حضرات حركت كردند ، ولى بعد از اينكه شاهزاده بهطرف خراسان روانه شده بود ، وارد شدند . رحيم خان مباشر در تهران بود . ميرزا حسين باقرخانى وزير اصفهان ، ميرزا محمد پسر خود را به چاپارى فرستاد . عباس قلى ميرزا برادر مهدى قلى ميرزا