حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
21
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
از خدا دان خلاف دشمن و دوست * كه دل هر دو در تصرف اوست تمايل ديگر ، اكتساب فضل و كمال است . آن كس را كه به نوكرى اندراست يا به كار حصول آن ، غفلت از فضل و كمال نه در خور است . فضل و كمال نيز در كنار نايد مگر به جهاتى . اهم آن جهات ، شيوائى شيوهى تحرير است . انشاء را بايسته است به سلاست نويسى و خط را به نكوئى ، چندانكه « قدرى لوندى » كند . از آنجا كه حسين قلى خان خود به اعتبارى برآمدهء اين دو نعمت است و سخت در آن دو كوشيده و مرارت كشيده ، در انديشهى خويش ، آنان را اهميتى بخشوده است و الا ، تا بدانجاى كه گاه به معيارى در داورى غير بدل مىشوند و موجب تمجيد و ذم ديگران مىگردند . سبب شيوائى انشاء و طريق تكميل « رويهى تحرير » در قرائت متون است و تأمل بر آنها . بدين لحاظ ، قرآن را بايسته است خواندن كه هم فايدت عربيت باشد و هم بس تمتعات و فوايد بيكران دگر . به تأمل در گلستان شيخ و ديوان خواجه و مثنوى مولا نيز بايست شد و به منشآت قائممقام نيز بايست پرداخت كه اينان بحر جواهرند و غوص در آنها ، حصول گنج . اما فضل و كمال را جز اينان ، ملزوماتى است ديگر و اهم آنان ، افراط در معاشرت با جمهور است و سعى در مراوده با فحول ادبا و خبرگان عصر . حسين قلى خان در طى نامهاى به تاريخ دوازدهم شهر رمضان سنهء 1288 قمرى ، در باب تربيت رضا قلى خان برادرزادهاش ، به حيدر قلى خان بيگلربيگى پدر وى مىنويسد ، « . . . فرزندى و همراهانش امروز عصر مىآيند . از جهتى كه انس گرفتهام و تنها مىمانم ، افسرده هستم و از جهتى كه الحمد لله همه را صحيح و سالم ، زيارتهاى مخصوصه كرده و دلخوش مىفرستم ، شكر به فضل خداوند را بجاى مىآورم . بارى ، به مرگ خودم و به همين حجت خداوند كه ، از « رضا » راضى هستم . بسيار معقول ، فقير ، خوشسلوك ، باادب ، كمهواوهوس است . خداوند به عمر طبيعى برساند و بخت مساعدش بدهد . ان شاء الله شما هم بعد از ورود ، از تربيت او غافل نشويد . درس بخواند . مشق بكند . با مردم معاشرت كامل مفرط داشته باشد و قرآن زياد بخواند و ده كمتر برود بماند . » در شيوهى نگارش نيز تحذير از اغراق و تكلف را اصح از عبارتپردازى و سجع سازى مىداند و خود جز در مواردى معدود ، بر اين سليقه مىپايد . در همين باب ، طى نامهاى به محمد على فرزند رضا قلى خان كه در شهر پطر به تحصيل اشتغال داشت ، مىنويسد ، « . . . كاغذ آن نور چشم مورخهء سوم جمادى الاخر به توسط پست رسيد و از سلامت شما كمال خوشوقتى و مسرت حاصل آمد . ترتيب تحريرات شما تغيير كرده ، خيلى به تلفيق عبارات و سجع و قافيه معتقد شدهايد . اگرچه براى هرنويسندهاى لازم است اين عبارات را مذكور خاطر داشته باشد ، ولى چون كليتا شكل تحريرات اين دوره تغيير كرده ، بهسادگى و بلاغت كلام و ايجاز مطالب ، سليقه و رويه عادت پيدا كرده است ، بهتر اين است شما هم ترتيب تحريرات را از حالا به سبك جمهور نويسندگان و ادبا قرار بدهيد و قلم را عارى به اينكه مغلقنويسى كرده باشيد بكنيد . مطلب هرقدر سادهتر و بىغلوغش و مطبوع خواص و عوام باشد ، بهتر است . . . جان عزيزم ! ان شاء الله از طرز جديد كه