حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

19

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

خاطرات را - بدان‌سان كه پيش از آن - به ايشان نداده است . و الله اعلم . باب دوم و سوم : مكاتبات اين دو باب را چندين بخش است و هربخش را ضمائمى . ترتيب بخش‌ها براساس حكومت‌هايى است كه حسين قلى خان بر عهده داشته است . اين بخش‌ها حاوى مكاتبات حسين قلى خان است با رضا قلى خان برادرزاده‌اش و تمامى نامه‌ها كه آورده خواهد شد ، از حسين قلى خان و خطاب به رضا قلى خان . ضمائم هربخش ، مكاتبات حسين قلى خان را شامل است با غير و سايرين را با ايشان يا ديگر رجال آن عصر . كميت نامه‌هاى مندرج در هر بخش ، يكى نيست . ملاك در گزينش تعداد نامه‌ها ، اهميت تاريخى حوادث و حكومت‌هاى حسين قلى خان است ، نيز حجم نگاشته‌هاى ايشان در آن سنوات . گاه بنا به‌مناسبت و اهميت موضوع ، هفته‌يى چهارنامه و گاه يك نامه نگاشته‌اند . اين نامه‌ها معمولا با مقدمه‌يى كوتاه در باب تاريخ و نحوه‌ى ارسال نامه‌هاى پيشين آغاز و با بيان مسائل مختلف حكومتى به انجام مىروند . اهميت و ويژگى تاريخى اين نامه‌ها ، از آنجاست كه تمامى مسائل عصر خويش را بازگو مىكنند ، از مسائل اقتصادى و سياسى گرفته تا اخلاقى و فرهنگى و غيره . شيوه‌ى نگارش حسين قلى خان ، چه در خاطرات و چه در نامه‌ها ، از تكلف بدور است و به سادگى قرين . حوادث در تمامى آن‌ها به صراحت بازگو شده‌اند . مع هذا ، نبود امنيت و ترس از افتادن نامه به دست غير ، موجب شده است كه در برخى نامه‌ها پاره‌يى اشارات روى بنمايد . اين اشارات بيش از آن‌كه به حوادث باشند ، به اشخاص راجعند ؛ بدان معنى ، كه از نام بردن افراد سرباز زده ، آنان را به عناوينى چون « ساربان » ، « فظ غليظ القلب » ، و غيره مىنامد . مطالعه‌ى توأم خاطرات و اسناد ، ما را به يافتن افراد مورد خطاب حسين قلى خان و به بازگشودن اين ابهام‌ها راه برد . تمامى اين موارد را در پانويس هر نامه توضيح داده‌ايم . مشخصات امكنه را نيز با رجوع به فرهنگ جغرافيايى ايران و در مواردى فرهنگ دهخدا ، در پانويس نامه‌ها ذكر كرده‌ايم . در تصحيح اشعار و آيات مندرج در متن مكاتبات نيز ، از متون اصلى و گاه از فرهنگ دهخدا سود جستيم . سيماى حسين قلى خان در خلال خاطرات و مكاتبات منظور از عنوان فوق ، ارائه‌ى طرحى از سيماى حسين قلى خان است ، چنان و چندان كه خود شناخته‌ايم . لاجرم استناد ما بخصوص بر خاطرات و مكتوبات ايشان است تا بر اقوال معاصرينشان . اين نيز به جهت تحذير از انگارهء سقيم است ، چراكه داورى معاصرين را به موجب حب و بغض ، ناصواب مىيابيم .