حسينقلى خان شقاقى
71
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى )
قنسول آنجا بود منزل گرفتيم . ( حاجى ميرزا على همان حاجى رئيس كابينهء وزارت عدليه زمان مرحوم حاجى ميرزا حسين خان سپهسالار اعظم است ) آدم بسيار خوبى بود و منتهاى درجه مهماندارى را از ما نمود و پس از يك هفته به طرف قاهره حركت كرديم . و پانزده روز همهروزه به گردش و تماشاى اهرام سهگانه مىرفتيم . روزى كه از مسافرت مختصرى مراجعت مىنموديم آن رفيق فرانسوى همسفرم كه نامش آلفونس تهيرى « 1 » بود اظهار نمود حالا كه ما به يك چنين مسافرتى اقدام نمودهايم چه ضررى متصور است كه بدين سفر دنباله داده محل مقدس و زيارتگاه بزرگ مسلمانها را نيز تماشا كنيم . مقصود او مكهء معظمه بود . اين خواهش رفيق در نظر بنده جلوهء خاصى كرده مساعدت مرحوم حاجى ميرزا حسين خان گرانمايه را خواستار گشته مستدعى شدم كه لوازم و طرق مسافرت ما را تهيه فرمايد و از دربار خديوى توصيه نامه صادر فرمايند . معزى اليه بسى اشكالات پيش آوردند كه در اين وقت كشتى كه شما را در جده پياده نمايد موجود نباشد . و هوا به شدت گرم است و احتمال مخاطرات مىرود . بنده اصرار فراوان كردم و التماس نمودم كه اجازت داده همراهى فرمايند ، بالاخره قبول و مراتب را به عرض محمد على پاشا خديو مصر رساندند و قرار بر اين شد كه دو نفر شتر تندرو به ما بدهند و با دو نفر مستخفظ بلد كه ما را از طريق مصر عليا و نوبى به بندر سوآكم كه تقريبا در درياى احمر محازى بندر جده است برسانند . و ما حركت نموديم . سفر بىزحمتى نبود . چرا كه ما بايد مدت پانزده روز در پشت شترهاى تند - رو ( جمازه ) حركت مىكرديم ، و مىتوان گفت كه تمام امعاء ما از يكديگر متلاشى شده بود تا به بندر مزبور رسيديم . در آن شهر نيمه وحشى در مهمانخانهء شخص ايتاليايى ورود نموديم . اين فقره را نيز نبايد نگفته گذارد كه چون به معبد بزرگ مسلمانان مىرفتيم آلفونس رفيق فرانسوى جان مرا به لب رسانيد تا توانست سورهء مباركهء حمد و قل هو اللّه را حفظ كند . و نيز بتواند وضوى نماز را به طريق اهل تسنن فراگرفته به موقع عمل گذارد .
--> ( 1 ) - Alfonce Tehyrie