حسينقلى خان شقاقى
60
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى )
بود كه جناب حسنعلى خان وزيرمختار براى شكوه و جلال ايرانيان و خودنمايى در مواقعى كه هوا خوش و خوب بود ، شش اسب عربى از ايران به پاريس آورده بود . اسب سوارى خود را كه سفيد بود به رسم سلاطين ايران حنا مىبستند و هر نوبه با لباس ايرانى سوار مىشدند ، لباس خود و صاحبمنصبان سفارت بسيار ساده ، ليكن زين و يراقهاى اسبها از گردنبند و كلهگير مرصع بود . گاهى تمام فيروزج و گاهى ياقوت و زمرد و مخصوصا گوى دم اسب هم مرصع بود . يكى از اسبها بسيار شرور بود و آن را مرحوم نريمان خان سوار مىشد . روزى كه در جرگه هيئت سفارت در خدمت مرحوم حسنعلى خان اميرنظام سوار بود و در گردشگاه بوآدوبولوين « 1 » كه در خارج خندق شهر پاريس است مشغول تفريح و گردش بودند ، در سر چهارراهى كه بيشتر اوقات كثرت جمعيت است و چون در گردشگاهها راه عبور و مرور كالسكه و سوارها و پيادهها از يكديگر مجزا مى - باشد ، در جادهء سوارها قدرى ماسه مىريزند كه زير سم اسبها نرم باشد و صداى سم اسب كمتر باشد . اسب نريمان خان در سر چهارراه شروع به شرارت كرد و اتفاقا اسب به زمين خورد و نريمان خان به زمين آمد و اسب فورا برخاسته خواست فرار نمايد نريمان خان دم اسب را گرفته مانع حركت آن حيوان گشت و بلافاصله سوار آن شد كه يكباره چندين هزار نفر كه شاهد اين هنرنمائى بودند او را تحسين كردند و شروع به دست زدن نمودند . بعدا هم روزنامهها مقالات زيادى در قدرت سواركارى ايرانيها نشر دادند و تقريبا اين هردو دلاورى را در يك هفته ستودند . موضوع ديگرى كه فراموش شد در مورد توقف در بندر ديپ معروض افتد و براى تنبه جوانان لازم است نوشته شود اين است : به واسطهء بندر بودن شهر ديپ اشخاص سرمايهدار اجازه از بلديهء شهر حاصل نموده يك قسمت از لب دريا را حفاظى از چوب كشيده براى استحمام اهالى حاضر كرده بودند و در ساحل اتاقهاى كوچك متعدد ساخته شده بود كه مشتريان در آن اتاقهاى چوبى رخت از تن برگيرند و براى شنا در دريا حاضر شوند . در نزديكى اغلب اين پلاژها قهوهخانه احداث نموده بودند كه مردم پس از بيرون آمدن از آب در آنجا مشروب ، قهوه ، چاى و
--> ( 1 ) - Bois du Boulogne