حسينقلى خان شقاقى

49

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى )

صنعت ايران به من بخشيد كه در پاريس به معلمين خود هديه بدهم . در اين موقع دشمنى زن‌پدر را هيچوقت فراموش نمىتوانم بكنم كه همان‌شب نصف چين كليجهء ترمهء مرحمتى پدرم را قيچى گذارده و دزديد و از اشياء نفيسه چند جعبه خاتم و دو انگشتر فيروز ج قيمتى به سرقت برد . دانسته و فهميده از اين حركت او غمض عين نمودم چرا كه به يك سفر طولانى مىرفتم و مدتى به زيارتش نايل نمىگشتم .