حسينقلى خان شقاقى

17

خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى )

تقديم به روان پاك مادر و پدر و سه برادر شهيدم حسينقلى خانشقاقى سرآغاز محتويات اين كتاب حكايت و قصه نيست كه در اثر تراوشات مغزى و الهام به يك داستان‌نويس به رشتهء تحرير درآمده باشد ، بلكه شرح وقايع و سرگذشت زندگى حقيقى اولين مهندس ( آرشتيكت ) معمار ايرانى است كه از پدر و مادرى مسلمان و ميهن‌پرست در سال 1263 هجرى قمرى مطابق 1223 شمسى ( 1843 ميلادى ) در تهران متولد شده و پس از چند سال تحصيل در مكتب سرخانه و در مدرسه دار الفنون جديد التأسيس در سال 1276 قمرى هجرى مطابق 1236 شمسى ( 1857 ميلادى ) در اثر يك سلسله اتفاقات خانوادگى به دستور شخص ناصر الدين شاه با اولين هيئت محصلين به پاريس ( فرانسه ) اعزام شد و بعد از اتمام تحصيلات متوسطه و اخذ گواهىنامه مهندسى معمارى از مدرسهء عالى « اكل نورمال سوپريور دوپارى « 1 » » و دانشكدهء معمارى ( آرشتيكتور ) پاريس در سال 1243 شمسى ( 1864 ميلادى ) به ايران بازگشت نمود و خاطرات و سرگذشت زندگى خود را روزبه‌روز به رشتهء تحرير درآورد . او ضمن شرح وقايع زندگى خود ، از اوان كودكى تا سنين كهولت ، وضعيت اجتماعى و سياسى مملكت و بخصوص تهران آن‌روز و اخلاق و رفتار و اوصاف مقامات عاليه دولت و درباريان و اعيان و اشراف زمان سلطنت ناصر الدين شاه را به قلمى شيوا تشريح نموده است . تا آنجا كه ممكن است انتشار اين خاطرات مورد توجه اهل قلم و مطالعه و استفادهء محققين تاريخ دوران سلطنت قاجاريه قرار گيرد . بطوريكه نويسندهء خاطرات در صفحات اول نوشته‌هاى خود متذكر شده ، هدف ديگر او از نوشتن اين اثر آن بوده است كه فرزندان و بازماندگان و دوستان اين كتاب را خوانده و تجربيات و اعمال نيكوى او را سرمشق زندگى قرار داده ، چنانچه در دوران زندگى به ناكامى و مصائب و مظالمى برخورد نمودند اظهار يأس و نااميدى ننموده و صبر و بردبارى و مقاومت پيشه كنند . چه گذشت روزگار و توالى ليل و نهار براى تمام افراد بشر از لحظهء تولد تا هنگام وفات توأم با محروميت ، مشقت ، نامرادى ، شادمانى ، موفقيت و عشق و اميد و رستگاريست . در ايامى كه مرحوم پدرم سرگذشت خود را مىنوشت تحت تأثير جريان وقايع

--> ( 1 ) - L'ecole Normale SuperieUre de Paris