ميرزا حسين خان
45
خاطرات ديوان بيگى ( فارسى )
فوت غلامشاه و پايان حكومت اردلان غلامشاه خان والى بعد از ابتلا به امراض مختلفه و طول مدّت مرض در شهر مزبور از اين دنيا رحلت كرد و اهل كردستان از تعديّات و ظلم مستبدّانهء اين طايفه راحت و آسوده شدند . ميرزا زكى حكمى به مرحوم ديوان بيگى نوشته خبر مرگ والى را داده و نوشته بود در همان نقاط در ميان ايلات باشد ، مبادا به واسطهء مردن والى اغتشاشى در آنجا بشود . ميرزا زكى ، خان خانان پسر والى را به خيال حكومت انداخت و به طهران اظهار كردند ، لكن از طرف دولت قبول نشد . زيرا ظلمهائى كه از اين طايفه به مردم رسيده بود و هزار يك آن را من نمىتوانم بنويسم ، البتّه در مقابل عدل خدا اقتضا نداشت باز حكومت با اينها باشد . مدّت حكمرانى مرحوم غلامشاه خان والى بيست و دو سال بود و او آخرين حكمران از طايفهء بنى اردلان بود كه دورهء حكومت ولات كردستان به مردن او ختم شد . فرهاد ميرزا والى كردستان از طرف دولت مرحوم حاج فرهاد ميرزاى معتمد الدّوله طاب ثراه پسر عبّاس ميرزا نايب السّلطنه و عموى ناصر الدين شاه به حكمرانى كردستان معين شد . عقيدهء عوامانهء اغلبى بر اين بود كه ميمنت ندارد براى شاه حكومت از خانوادهء بنى اردلان منتزع شود . خيال شاه را به اين وهميّات مشوب كرده بودند . سه ماه مردّد بودند تا بالاخره مرحوم فرهاد ميرزا به حكومت كردستان برقرار شد . از اتّفاق فرهاد ميرزا رعاف سختى شد و مدّتى طول كشيد . به فال بد گرفتند تا بالاخره او را راضى كنند و ميرزا زكى به طهران احضار شد و چنانچه نوشتم خان خانان پسر والى به طهران آمد فايده نكرد . [ 8 ب ] ورود والى جديد در شهر ذى قعدهء سنهء 1284 حاجى فرهاد ميرزا معتمد الدّوله به دستور سلطنتى وارد كردستان شد . چون مردم عادت به ترتيبات واليهاى كردستان كرده بودند و اسم شاهزاده آن اوقات خيلى در نظرها اهميّت داشت ، او را بر ضدّ ولات خوب