تاج السلطنه

7

خاطرات تاج السلطنه ( فارسى )

حال ، شروع به سرگذشت و تاريخ زندگانى خود مىنمايم ، و اين جوان عجيب را ابدى ممنون مىسازم . و در ضمن ، مرورى به گذشته‌ى خود نموده ، زحمات خود را و [ 3 ] نيكبختى سعادت خود را به خاطر مىآورم . * * * من در اواخر سال يك هزار و سيصد و يك ، در سراى سلطنتى متولد شده‌ام . مادرم از فاميل خودم و دختر عموى پدرم بود . وقتى كه من متولد شده‌ام ، او خيلى جوان و خوش صورت و داراى صفات حميده بوده است ؛ از جمله : بىنهايت مذهبى و معتقد به عقايد دينيه ، بلكه تمام ساعات عمر مشغول به خدا و نماز آيات [ و ] تلاوت كتب مقدسه . اما ، اين تنها كفايت نمىكند براى اينكه همين‌طورى كه شاهزاده خانم خوبى باشند ، مادر خوبى باشند . زيراكه ، در مادر چيزهايى كه لازم است ، داشته باشيم ، در ايشان نبود . نه‌اينكه ، خداى نخواسته ، من در اينجا مادر مقدس محترمه‌ى خود را تكذيب نمايم ؛ نه ! ايشان صاحب تقصير نبودند . بلكه ، عادات و اخلاق مملكتى را بايد در اينجا ملامت نمايم كه راه طرق و سعادت را به روى تمام زن‌ها مسدود نموده ، و اين بيچارگان را در منتهاى جهل و بىاطلاعى نگاه داشته‌اند . و تمام عيوب و مفاسد اخلاقيه ، به واسطه‌ى عدم علم و اطلاع زن‌ها در اين مملكت توليد و نشر داده شده است . اگر ما به نظر دقت و عقل بنگريم ، خواهيم ديد كه تمام اختراعات جديده و كشفيات عالى بزرگ حميده و اطلاعات تجارتى و سياسى و حربيه از مادر متولد شده است . زيراكه ، تمام اشخاصى كه مؤسس كارهاى بزرگ تاريخى بوده‌اند ، اولاد مادرهايى بوده‌اند كه در ظل حمايت و توجه مادران با علم و پدران تجدد پرور با اطلاع پرورش يافته ؛ و به اين واسطه ، در صنايع و اختراعات پيش قدم ، و به عالم تمدن خدمتگزار واقعى بوده‌اند . همين‌طور جنگجويان حقيقى و استقلال‌طلبان واقعى و آزاديخواهان صميمى ، از مادر متولد شده‌اند و در تحت تربيت مادران قابل نشو و نما نموده . مثل اينكه ، طايفه‌ى « اسپارت » با كمال سبعيت و وحشيگرى ، به قدرى اولادان خوب و جنگجو تربيت مىنموده‌اند كه سال‌ها استقلال خود را محفوظ و پايتخت يونان ، آتن ، را خراب و ويران نموده‌اند . از جمله : پسرى از جنگ مراجعت و به مادرش مىگويد : شمشير من كوتاه است . مادرش با كمال ملايمت به او مىگويد : عزيز من ! قدمى جلوتر بگذار . [ 4 ] و ديگر ، در ابتداى استقلال روم ، از اهالى « گل » به رومانيان حمله برده و جنگ عظيمى نمودند . پس از مدتى ، كار به صلح انجاميد و براى استحكام صلح ، از طايفه‌ى رومانى گرو خواسته ، چندين نفر را به رسم گرو دادند . از جمله : دخترى بود كه در موقع استنطاق از بعضى مسائل « پوليتيكيه » كه به عقيده‌ى آن دختر گفتنش باعث تخريب و عدم استقلال رومان‌ها بود ، زبان خود را جويده و نصف نمود و به روى سلطان انداخت و خود را به رودخانه افكنده ، با زحمتى به طايفه‌ى خود رساند . آرى ! مادر خوب است كه مربى اخلاق است ؛ مادر با علم است كه داراى اولاد