يحيى دولت آبادى

87

حيات يحيى ( فارسى )

راهنمائى مىشود كه از رؤساى مليون و از درباريان خود و رجال محترم تبريز مجلسى كرده آن مجلس از ميان خود با اكثريت آراء يكى را انتخاب نموده بوليعهد پيشنهاد شود و او فرمان حكومت ويرا صادر نمايد . در اين حال يكى از محارم وليعهد از نگارنده و جمعى از رؤساى مليون و درباريان و رجال محترم آذربايجان ميهمانى مىكند بىآنكه هيچيك بدانند در ضمن ميهمانى صحبت ديگرى هم خواهد بود صاحبخانه عنوان مىكند كه و الا حضرت فرموده‌اند چون بتهران دسترسى نداريم و لازم است كسى را براى نيابت ايالت برقرار سازيم در اين مجلس كه همه جمعند يكنفر را در نظر بگيرند و به من پيشنهاد كنند كسانى كه بى خبر بودند تمجيد كردند كه وليعهد باينصورت براى آذربايجان والى معين مينمايد ولى تقاضاى رأى مخفى نمودن صاحبخانه و درآمدن نام مكرم الملك غائب ثابت كرد كه اين تدبيرى بوده است براى انتخاب او با دستورى كه سرا بدرباريان كه اكثريت آن مجلس را تشكيل ميدادند داده شده ولى كار گذشته بود و بر كدورت باطنى جمعى از اين تدبير اثرى مترتب نبود در همان شب همه اين جمع از طرف وليعهد احضار شدند وليعهد ميخواست اظهار بيطرفى كرده خود را از مجلس روز بى خبر نشان بدهد اين بود كه گفت آقايان دست ما از تهران كوتاه است مجد السلطنه رفت كسى را به نظر بگيريد موقتا زمام كار حكومت را در دست بگيرد تا تكليف از مركز معين گردد . همه گفتند اختيار با و الا حضرت است وليعهد گفت نميخواهم گفته شود من بميل خود كسى را انتخاب كرده‌ام اين است كه ميخواهم با نظر شما تعيين شده باشد حاضرين باز جواب اول را دادند وليعهد نام چند نفر از رجال محترم را كه حاضر بودند برده گفت اينها همه صلاحيت دارند و كسى را كه نام نبرد آنكس بود كه خود تعيين كرده است و در مجلس نيست . در اين حال غلامحسين خان عدالت السلطنه رئيس عدليه كه شخص بىباك و كم ملاحظه‌ئى است عصبانى شده گفت قربانت شوم چرا اين قدر به خود زحمت ميدهيد مجلس كردند رأى گرفتند انتخاب كردند مگر بعرض نرسانيده‌اند وليعهد از روى حيرت كه را انتخاب كردند جواب داد مكرم الملك را وليعهد با حال اضطراب پرسيد