يحيى دولت آبادى
80
حيات يحيى ( فارسى )
و نواحى آن با ارامنه نموده آنها را مقهور و متوارى ساخته و اموال بسيار به تصرف آورده كه بر قوت و قدرتشان افزوده مىشود اگرچه بحقيقت تمام آذربايجان ايران و آذربايجان جديد چند روزى در تحت اشغال عساكر عثمانى در ميآيد ولى اين كار مقارن مىشود با متاركهء جنگ در اروپا و اشغال شدن استانبول بواسطهء متفقين و با شكست خوردن شديد دولت عثمانى . خلاصه در اواخر ذى الحجه يكهزار و سيصد و سى و شش ( 1336 ه ) كه نگارنده از تفليس بجانب تبريز روانه ميگشتم ميديدم دستجات قشون عثمانى با شتاب بجانب باطوم مراجعت ميكنند بىآنكه كسى بداند چه خبر است چنان كه در آذربايجان يعنى در شهر تبريز و نواحى آن تا اواخر محرم يكهزار و سيصد و سى و هفت ( 1337 ه ) قدرت نظامى عثمانى بىتزلزل ديده مىشود و نميگذارند عقب كشيدن خود و تخليه نمودن شهرهاى اشغال شده هويدا گردد بلكه در همان حال باز مشغول جمعآورى غله و جلب منفعت بودند بهر وسيله كه ممكن ميبود . عثمانيان در مدت چند ماه توقف تبريز و نواحى بىاندازه با مردم بخشونت و بىاعتدالى راه رفتند كه مردم ستمهاى چندين ساله قشون روس را فراموش نموده از دست تعديات برادران دينى خود بستوه آمده بودند . خلاصه اجمالى از احوال خود در ورود به خاك ايران و ديدار آذربايجانيان بنويسم زان پس بخاتمهء كار عثمانيان در ايران اشاره نمايم . مدتى است خطآهن تفليس به تبريز اتصال يافته بواسطهء يك كمپانى روسى و از روى امتيازى كه در زمان وزارت خارجه محمد حسنخان وثوق الدوله به او داده شده و ميتوان گفت از بابت شرايط يكى از بدترين امتيازاتى است كه دولت ايران باجانب داده است . اين راهآهن از رود ارس ميگذرد و مستقيما به تبريز ميرود و يكى دو شعبه از آن جدا شده بدرياچهء اروميه وصل ميگردد ولى بديهى است آن را نميتوان قياس بديگر راههاى روسيه نمود زيرا در ايران ساخته شده همه چيزش بفراخور استعداد محيط است على الخصوص بعد از برهمخوردن دولت تزارى و بازگشت عساكر روس