يحيى دولت آبادى
66
حيات يحيى ( فارسى )
فصل هشتم برلن و سفر ايران اين مرتبهء چهارم است كه بدين پايتخت وارد ميشوم در مدت هفت ماه و كسرى كه اينشهر را نديده بودم تغييراتى حاصل نشده است مگر دو چيز يكى راجع باحساسات عمومى و ديگر ترتيب ارزاق مسأله دوم را بايد بهتر از پيش ديد زيرا نفوذ آلمان در پلنى و اوكرن ارزاق را فراوانتر نموده است و بديهى است اين مسئله در اذهان ملت مخصوصا طبقاتى كه چندان علاقمند به غير از زندگانى خود نميباشند اثر مخصوص دارد . و اما اول پيشرفت قواى دولت در ممالك شرقى كه قفقاز را هم در تحت تصرف آورده و بر تمام درياى سياه احاطه كرده بر روسيه پرآشوب و بر فنلاند پرآشوبتر تسلط يافته مردم نزديكبين را خوشحال دارد اما اين خوشحالى در حوزههاى سياسى چندان مؤثر نيست و مثل اينست كه پردهء ديگرى در پس اين پرده هست كه موجب نگرانى است و آنچه از گوشه و كنار پرده ديده يا حدس زده مىشود اينست كه سه عامل قوى در اذهان سياسيون اين مملكت تأثير مخالف دارد اول مسئله بلشويكى كه نمو فوق العاده آن در روسيه و زمامدار حكومت پطروگراد شدن اين قوه و معاهده بستن آن با دولت آلمان و آمدن سفير بلشويك ببرلن يك انقلاب معنوى در اذهان آشوبطلبان يا برهمزنندگان سورت سرمايهدارى توليد نموده روز بروز در تزايد است و در مقابل آن حس شديد ديگرى ناشى از سرمايهداران و طبقات ممتاز ديده مىشود كه ميخواهند بهر وسيله باشد از اين آفت بزرگ كه به آنها رو آورده است جلوگيرى نمايند اين دو حس مخالف نيكو احساس مىشود و در هنگام گذشتن از پاريزه پالاس « 1 » از برابر عمارت سفارت روس كه بيرق حكومت بلشويك بر فراز آن در اهتزاز است و بر آن نوشته است نماينده سرباز و عمله مردم برلن را در ديدن اين
--> ( 1 ) يكى از بهترين خيابانهاى برلن