يحيى دولت آبادى
57
حيات يحيى ( فارسى )
را هم در استكهلم بسر برده باشم . در ابتداى ورود باستكهلم بملاقات آقا سيد حسن تقىزاده كه از برلن براى شركت نمودن در مجمع سوسياليستها به اين شهر آمده برخوردار ميگردد پس از چند سال كه او را نديده وجودش را در اينجا مغتنم ميشمارم چند روز بمهربانى با يكديگر بسر ميبريم تقىزاده بواسطهء اقامت طولانى در خارج و معاشرت با اروپائيان در اخلاقش با پيش تفاوت حاصل شده و لكن ذاتيات خود را هم از دست نداده و نميتوانسته است از دست بدهد پس از چندى او ببرلن بازگشت مىكند و نگارنده تنها ميماند همزبانى كه دارم شيخ عبد الرشيد غازانى است . شيخ عبد الرشيد مردى است سالخورده سرزنده و واقف بمواقف عصر از اهل غازان چند زبان ميداند گرچه حامى عالم اسلاميت است و لكن بر مسلمانى كنونى اعتراضات بسيار دارد عقيدهاش اينست عالم اسلامى را از پيش از انعقاد نطفه بايد اصلاح ( رفورم ) كرد شيخ مزبور مدتى است از تركستان روسيه بسوئد آمده در باطن رابطهء سياسيش با عثمانيان است و براى آنها كار مىكند ولى در ظاهر خود را نمايندهء مسلمانان غازان معرفى كرده با روسها و انگليسيها هم بىرابطه نيست بهرصورت اينمرد كه زبان فارسى هم ميداند تا مدتى كه اينجا اقامت دارد براى من همدمى است اما طولى نميكشد كه او نيز مسافرت مينمايد روزى از قول يكى از دختر خانمهاى تحصيلكردهء تركستان نقل مىكند كه در موضوع اتحاد اسلام و استبعاد از حصول آن ميگفته عالم بشريت بمنزلهء حيوانات ذرهبينى است كه در نطفه حيوانى موجودند با يكديگر خلطه و آميزش كرده همديگر را ميخورند تا باقى نماند مگر يك جنبنده و آن نشوونما نموده صورت حيوانى يا انسانى ميگيرد در اين صورت از اجتماع عناصر و خلقهاى مختلف چگونه مىشود انتظار داشت موجود وحدانى قابل زندگانى بوجود آيد . بالجمله پس از مسافرت شيخ رشيد جمعى از نمايندگان عالم اسلامى براى شكايت نمودن از مظالم اروپائيان دربارهء آنها به اين شهر ميآيند پيش از همه محمد فريد نمايندهء حزب الوطن مصر كه از آشنايان قديم من است و در جلد سيم اين كتاب شرح ملاقات او را در قسطنطنيه و در سوئيس نوشتهام وارد مىشود و از ديدار او بعد از چند