يحيى دولت آبادى
53
حيات يحيى ( فارسى )
اينجا هست و نه يك سوسيته ايرانى كه براى رهگذران وسائل آسودگى را فراهم آورند يك قنسول سوئدى سالها است در اين شهر افتخارا مأمور ايران است اكنون پير شده از كار افتاده است مفخم الدوله كه وزير مختار ايران در روسيه بوده اكنون استعفا داده در اين مملكت مانده است تا بمأموريت ايطاليا برود تاجر دولتمند جوانيرا از اهل سوئد موقتا قنسول ايران نموده است بديهى است اين قبيل اشخاص اين گونه سمنها را قبول ميكنند بلكه خريدارى مينمايند براى اينكه باينوسيله كار تجارتشان بهتر دائر گردد و از اين نام و از مهر شير و خورشيد استفاده نمايند نه اينست كه بخواهند اوقات پرقيمت خود را صرف كار ايرانيان كرده باشند مگر تا آنجا كه ضرورتى اقتضا نمايد در اين صورت شايد در اقامت من براى هموطنان مسافر و يا براى واسطه بودن ميان مهاجرين ايرانى كه در استانبول هستند و ايران فايدهء بوده باشد . خلاصه با اين خيالات مصمم اقامت شده بدولت ايران شرح حال را نوشته تكليف ميخواهم و از دولت سوئد بتوسط مفخم الدوله وزير مختار مزبور درخواست ميكنم به من رخصت بدهند دوائر معارف اين مملكت را ملاحظه نمايم به دو ملاحظه اول آنكه شايد بتوانم از اين راه براى معارف وطن و ترقى دادن آن كه يگانه آرزوى من بوده و هست ارمغانى برده باشم دوم آنكه مملكت سوئد عموما و شهر استكهلم خصوصا اكنون مركز مهم پلتيك خارجه است مخصوصا انگليسيها كه بواسطه نزديكى اين مملكت به خاك آلمان و نفوذ آلمانها در اينجا كنجكاوى سخت دارند و كاركنان خفيه آنها دقيقهئى آرام نميگيرند بديهى است آمدن من از طرف آلمان و گذشتن از آن سرحد بايد اسباب خيال بشود كه شايد دستى در كار آنها بر ضد انگليسيان داشته باشم اما چون من در اين عالم سير نميكنم و با اينكه از نفوذ روس و انگليس در ايران شكايت دارم و ضعف آنها بدست هركس بشود صلاح مملكت ما است اما من بيگانه را بيگانه ميدانم هركس بوده باشد در اين صورت بهتر چنان ميبينم خيال همه را از طرف خود آسوده نموده بدانند من در كار معارف هستم و در خط سياست قدم نميزنم . خواهش من در دربار سوئد پذيرفته شده مأمورى براى همراهى با من تعيين مينمايند مأمور مزبور جوانى است بيست و چند ساله از اعضاى وزارت معارف نام