يحيى دولت آبادى
51
حيات يحيى ( فارسى )
از طرف ديگر حكومتهاى اشرافى و سرمايهدارى بايد پيشبينى كنند كه هر قدر دامنهء اين جنگ طولانى بشود اساس زندگانيشان متزلزلتر ميگردد و لجاجت آنها در ادامهء جنگ در عالم بشريت گناه غير قابل عفو شمرده مىشود و اگر يكقسمت از دارائى خود را فداى نگاهدارى قسمت ديگر نكنند ممكن است همه را از دست بدهند . بالجمله بايد دانست كه بالاخره مسئلهء مستملكات كه يكى از عوامل مهم اين جنگ است از ميان خواهد رفت و هرملت در كارهاى خود آزاد و در برابر عالم انسانيت مسئول خواهد شد اساس حكومتهاى استبدادى منهدم خواهد گشت چنان كه حكومت استبدادى مسكو كه ننگ عالم بشريت بود معدوم گشت درياها آزاد خواهد شد مجامع بين المللى زياد و روزبروز بر قوهء آنها افزوده خواهد گشت قشون و اسلحهء عمومى محدود خواهد گرديد و قواى انسانى كه امروز صرف خرابى اساس بشريت است صرف ترقى و تعالى و حسن انتظام و آسايش و آرامش بشر خواهد گرديد انتها . و اما كنفرانس سوسياليستها - كنفرانس مزبور بواسطه ضديت انگليس و فرانسه كه نميپذيرند نمايندگان سوسياليستهاى آن دو مملكت در اين اجتماع شركت نمايند دو مرتبه تأخير شده در مرتبه سيم به كلى موقوف ميگردد و اين مسئله قابل نظر است كه آيا سر نگرفتن كار كنفرانس مزبور بواسطهء مساعدت ننمودن انگليس و فرانسه بوده است و برغم آلمانها برهم خورده يا آنكه آلمانهاى صلحطلب هم با اين كنفرانس در باطن همراه نبودهاند و اگر قسمتى از سوسياليستهاى آلمانى همراه بودهاند دولت و مراكز مهم نظامى و ملكى مخالف بوده كه سرنگرفته است نگارنده را عقيده اين است نارضائى آلمان هم مدخليت داشته است چه در برلن از زبان پارهئى از آلمانهاى آريستكرات اظهار نارضائى از كنفرانس سوسياليست استكهلم شنيده شده ميگفتهاند آنها ميخواهند ما را مجبور كنند صلح بيشرفى نموده باشيم چون باستكهلم رسيده رشتهء كار كنفرانس را بدست رياست مسيو برانتى كه نام برده شد ميبيند و هم ادارهء كنفرانس را بدست منشى عمومى آن مسيو هوليمان بلژيكى كه بملاحظه سوسياليست بودن طرفدار صلح است ولى براى استقلال مملكت خود و درآوردن آن