يحيى دولت آبادى
48
حيات يحيى ( فارسى )
فصل ششم استكهلم و مأموريت ماه دوم پائيز است كه من به اين شهر ميرسم هوا در نهايت لطافت درختان سبز چمنها شاداب و زمردگون مملكت آرام مردم آسوده خاطر چيزى كه باعث نگرانى است يكى اين است كه تصور مىشود قيمت ارزاق و فراوانى آنها به صورت كنونى باقى نماند و ديگر اينكه تحريك انگليس و آلمان در اين مملكت بر ضد يكديگر محافل سياسى را در اضطراب خاطر انداخته سوسياليستها كه رئيس معروفشان برانتى نام دارد ميكوشند حكومت را در دست خود بگيرند اگرچه آنها بر ضد آلمان نميباشند ولى رئيس آنها شخصا با آلمان ضديت دارد و از هنگامى كه كنفرانس عمومى سوسياليستها براى صلح عمومى در اين شهر تشكيل شده رئيس مزبور اهميت يافته به خيال افتاده است خود زمام دولت را در دست بگيرد . بايد دانست كه با همه تحريك انگليس و روس در اين مملكت بر ضد آلمان و با همه نفوذ انگليسيان در دل مردم باز سياست آلمان بر سياست ديگران غلبه دارد بواسطه اينكه قواى عسگرى با او همراهند و ميدانند اگر بخواهند مخالفت كنند نابود خواهند شد اينستكه كوشش مسيو برانتى براى رئيس الوزراء شدن نتيجه نداده كابينه را ديگرى كه ضديت با آلمان ندارد تشكيل داده برانتى وزير ماليه مىشود و طولى نميكشد كه استعفا داده خارج ميگردد . نگارنده در ابتداى ورود باستكهلم مقالهء در تحت عنوان اريستكراسى و دمكراسى نوشته ميخواهم آن را در سوئد منتشر نمايم بواسطه تندى كه دارد ارباب جرايد نميپذيرند بالاخره ترجمهء آن بفرانسه بطور خلاصه در لوزان سويس در نمرهء 31 روزنامه لاناسيون درج مىشود وقتى نگارنده مقالهء مزبور را نوشته حكومت روسيه بدست بلشويك نيفتاده بوده است ولى طبع مقالهء مزبور مقارن مىشود با رياست لنين در روسيه