يحيى دولت آبادى
45
حيات يحيى ( فارسى )
در بىاعتنائى بدشمن در ثبات قدم و در اطمينان داشتن از دولت خود بحقيقت اول ملت دنيا شمرده مىشود . البته در مقابل يكدنيا دشمن حق دارند غم و اندوه و ماتمزدگى خود را پنهان نگاهداشته اين بىاعتنائى را از سرمايهاى بزرگ خود بشمارند نگارنده ميخواسته است در اين هنگام سياحتى هم به دو مملكت انگلستان و فرانسه نموده از حالت روحى و وضع مردم آن دو مملكت نيز در ايام جنگ خبردار شوم اما گمان ندارم اسباب مسافرت بآنطرف فراهم آيد خصوصا بانگلستان كه اولا درهاى خود را به روى آمد و رفت بيگانگان به كلى بستهاند و آزادى كه در آلمان باقتضاى وقت تا يكدرجه هست در آنجا نيست و لكن از ديدن احوال آلمانها و اوضاع برلن كه مركز اين دستهء جنگجو است تا يك اندازه باوضاع لندن و پاريس هم مىشود پى برد و آن دو مملكت هم هريك البته در عالم خود مزايائى دارند . در برلن غير از ارزاق عمومى همه با كارت و به حد معين و چنان كه گفتم بطور تساوى است ساير ما يحتاج زندگانى هم مخصوصا آنها كه در كار جنگ به مصرف ميرسد مانند فلزات و چرمينه و پشمينه همه از روى كارت و به قدر ضرورت بلكه كمتر از قدر ضرورت بدست مردم ميرسد كف كفشها از تخته پيراهن و شلوار و هوله و دستمالها كه شستن مكرر لازم دارد بواسطهء نايابى صابون بيشتر از كاغذ و با اين حال از زبان هيچكس شكايتى شنيده نميشود و مردم با اين زندگانى فوق العاده خو كرده بردبارى مينمايند آرى اگر دولت آلمان اين حسن اداره را نداشت و اين عاقبتانديشى را نميكرد تا اين درجه ملت با دولت همراهى ننموده شكيبائى را پيشهء خود نميساخت هرگز نميتوانست سه سال در برابر چندين دولت و ملت مانند فرانسه و انگليس و آمريك و غيره خوددارى كند با در دست داشتن آنها قسمت مهم دنيا را از بر و بحر و در زيردست داشتن ايشان بسيارى از ارزاق عالم را با اين حال شاهد فتح و ظفر را هم در آغوش خود گرفته تصور نمايد در صورتى كه بزرگتر زحمت آلمان كشيدن بار سنگين متحدين است بر دوش خود كه همه از او همه چيز ميخواهند تا بتوانند قدمى بمساعدت او بردارند توقف نگارنده در برلن مقارن ميگردد با حركت قشون آلمان بجانب ريكا و در همان