يحيى دولت آبادى

443

حيات يحيى ( فارسى )

پايان حيات آخرين جلد كتاب حيات يحيى بقلم نويسنده تواناى آن بدينجا يعنى بروزهاى آخر اقامت او در اروپا خاتمه يافته نويسنده آن را برعايت مقتضيات وقت در يكى از بانكهاى بروكسل بامانت سپرده خود رهسپار ايران گرديد و به اين آرزوى خويش كه غالبا ميفرمود ( آرزو داشتم روزهاى آخر عمر را در وطن عزيزم بسر برم ) نايل آمده يكسال و چهار ماه پايان حيات پرافتخار را در باغ مسكونى موروثى خود واقع در قلهك شميران طى نمود و چون در روزهاى آخر ميفرمود قصد دارم فصلى بنام پايان حيات از هنگام مراجعت بايران نوشته ضميمه جلد چهارم نمايم و متأسفانه خود مجال نگارش آن را نيافت در اينجا زير همان عنوان باختصار از آنچه بر او در روزهاى آخر حيات گذشته است ياد ميكنيم . مرحوم دولت‌آبادى پس از حركت از بروكسل در اوايل تير ماه يكهزار و سيصد و هفده ( 1317 ) شمسى بتهران وارد و در قلهك اقامت گزيد و پس از فراغ از ديدار اقوام و دوستان نخست قسمتى از عمارت كهنه و فرسوده باغ خود را خراب كرده بجاى آن يكى دو اطاق محقر بسبك نوين براى خود بنا كرد چه معتقد بود انسان اگر يك ساعت هم از حياتش باقيست بايد سعى كند حتى المقدور در رفاه و آسايش طى شود . پس از اتمام بنا بجز روزهاى دوشنبه و پنجشنبه كه براى انجام امور شخصى و سركشى بدبستان سادات به شهر ميآمد بقيه ايام را در باغ مزبور بسر برده بگردآورى آثار پراكندهء ادبى خود و ملاقات با دوستان و آشنايان ميپرداخت در توسعه و تكميل مدرسه سادات كه از تأسيسات شخصى اوست كوشش فراوان داشت و روزهائى كه به شهر ميآمد غالبا در همانجا مانده بمعلمين رموز تعليم و تربيت ميآموخت و با بيان شيوا آنانرا بوظيفه مهمى كه به عهده دارند متوجه ميساخت و هم در نظر داشت مؤسسه مزبور