يحيى دولت آبادى

404

حيات يحيى ( فارسى )

بودن چاره‌ئى ندارند . وظيفه مجلس به ظاهر رعايت كردن قوانين مشروطه است و در باطن اجراى هرچه از دربار دستور برسد بىچون و چرا مجلس ششم دو سال به اين ترتيب عمر خود را ميگذراند و كاركنان آن باستثناء معدودى كه در انتخابات بغلط انتخاب شده‌اند يعنى از فهرست نظميه‌ها بدر برگزيده گشته‌اند از روى احساسات ملى خشنود هستند كه نمايندگى آنها مانند ميراث پدر در دورهء ديگر بلكه دوره‌هاى ديگر هم حق آنهاست و بيك شغل دولتى بيشتر شباهت دارد تا بيك نمايندگى ملى . نمايندگان مجلس هفتم ببعد بدون استثنا اول بايد رضايت دربار پهلوى را تحصيل كنند و شنيده مىشود كه هريك مبلغ معينى هم در خفا بايد بوزير دربار بدهند و شرط معين را هم كه رأى دادن بهر لايحه‌ئى كه از طرف دولت بيايد بمجلس بدون اعتراض تقبل كنند آنگاه نام آنها داخل فهرست نمايندگان در آن دوره شده با تعيين آنكه از چه محل انتخاب شوند و آن فهرست بدست نظميه مركز و ولايات داده شده آنها هم تكليفشان معين است و همه چيز در دست خودشان و كاركنان مخصوصى است كه دارند نظميه‌ها در موقع انتخابات دار التحريرى تشكيل داده هزارها اوراق مطابق فهرست دولت نويسانده حاضر ميگذارند و آنها را بتوسط سردسته‌ها بافراد ميدهند كه در صندوق انتخابات بريزند در اين صورت نتيجه قطعى است كه مطابق دستور دولت انتخاب شده است و گاهى اهل محل بهيچوجه نمايندگان و يا نمايندهء خود را نميشناسند بلكه شايد اسمش را هم نميدانند . اين رويه دولتيان در مجلس چهارم چنان كه از پيش نوشته شده بدست تدبير وثوق الدوله براى گذرانيدن قرارداد ايران و انگليس شروع شد و در هرمجلس كم و بيش انجام ميگرفت اما در مجلس هفتم بطورى كارش بفضاحت كشيد كه حتى اشخاصى كه داراى استقلال رأى بودند و بمصلحت انتخاب شدند ناچار گشتند استعفا بدهند . گفتم از روى مصلحت بلى دربار پهلوى براى پى گم كردن بتغيير وضعى كه براى مشروطه و مجلس و انتخاب و حكومت ملى روى داده است در دورهء هفتم چنان صلاح ديد كه نام سه نفر از رجال اولى قديم را كه همه وقت در انتخابات حائز مقام اول بوده‌اند