يحيى دولت آبادى

398

حيات يحيى ( فارسى )

ميشدند شناخته نميگشتند در اين حال براى گذاردن نام خانوادگى محتاج بتفحص كردن در كتابهاى لغت شدند بعضى از رجال دولت و غيره قسمت اول لقب خود را نام خانوادگى قرار دادند و اين جمع زودتر شناخته ميشدند تا كسانى كه نام خانوادگى تازه تحصيل كرده بودند . لغو كردن القاب نه تنها لكه افتضاح لقب را از صفحه مملكت پاك كرد بلكه محذور بزرگى را كه براى جمعى از مردم صاحب لقب ميراثى حاصل شده بود كه بىبضاعت شده بودند و نميتوانستند زندگانى شخص صاحب لقب را داشته باشند و نه ميتوانستند با دارائى لقب بشغلهاى كوچك از نوكرى و دربانى و غيره پرداخته تحصيل معاش كنند بر طرف ساخت ديگر از كارهاى مجلس پنجم تغيير دادن ماه‌هاى عربى و تركى بود بماههاى فارسى پوشيده نيست كه بعد از غلبه عرب بر ايران ماه‌هاى عربى جانشين ماه‌هاى فارسى شد و با به كار بردن نام ماه‌هاى فارسى منحصر شده بود به زبان شعرا و اهل ادب و آنها هم نميتوانستند دوازده ماه را مرتب از حفظ بشمارند و ناچار بودند اگر ضرورتى روى ميداد بشعر نصاب توسل بجويند كه گفت ز فروردين چو بگذشتى مه ارديبهشت آيد تا به آخر . ماه‌هاى عربى قمرى در دوائر مذهبى و در ميان جامعه ايرانى رواج كامل داشت و چون براى محاسبات دولتى بسال و ماه شمسى محتاج بودند به نوشتن برجهاى عربى توسل ميجستند به دوازده برج خورشيد و در تقويم كه تنها يكى بود كه در مملكت نوشته ميشد و نويسنده آن از طرف دولت با لقب نجم الدوله يا نجم الملك امتياز اين كار را داشت ماه‌هاى تركى را به كار ميبردند و در دفتر محاسبات ديوانى هم معمول بود بىآنكه نامى از ماه‌هاى قشنگ فارسى برده شود . مجلس پنجم موش و بقر ترك و بره و گاو عرب را متروك ساخت و فروردين و ارديبهشت را رواج داد گرچه در دوائر مذهبى تا چندى باز ماه‌هاى عربى نوشته ميشد ولى پيداست كه از ميان ميرود و شايد محرم و رمضان آنها يكى بمناسبت عزاى حسينى و ديگرى بمناسبت روزه گرفتن مقدسين باز دوامى داشته باشد . مجلس پنجم در موضوع كبيسه شش ماه اول سال را هرماه سى و يكروز و ششماه