يحيى دولت آبادى
393
حيات يحيى ( فارسى )
ماليه ميلسپو نشر ميدهند و بالاخره ميلسپو مجبور مىشود استعفا داده ايران را ترك بگويد . پس از خاتمه يافتن كار مستخدمين مزبور حاجتى كه بوجود نصرة الدوله بوده است بر طرف مىشود و با يك پيشآمد نه بازيگرى ميدان دربار پهلوى و نه رياست و وزارت ماليه و نه مقام و مرتبه شاهزادگى براى او باقى ميماند شرح مطلب آنكه ايلات فارس شورش ميكنند بر ضد سلطنت پهلوى در موقعى كه اكبر ميرزاى مسعود بهترين دوست و رفيق فيروز ميرزاى نصرة الدوله والى فارس است و محمد حسين ميرزاى سرتيپ برادر نصرة الدوله رئيس قشون ساخلوى آن ايالت مىباشد و هردو مورد بدگمانى شاه واقع ميشوند و رشته اين بدگمانى بفيروز ميرزا اتصال يافته او را معزول و محكوم و از حقوق مدنى محروم ميسازند و نصرة الدوله همه چيز يك مرتبه هيچ مىشود و چرب زبانى و جرئت و جسارت او در مجلس محاكمه علنى وى در عدليه نميتواند او را از مهلكه نجات بدهد و بالاخره اغتشاش فارس با سعى و كوشش و فداكارى شديد امير لشگر حبيب اللّه خان شيبانى و با جنگهاى خونين كه ميان قشون دولت و ياغيان از عشاير فارس واقع مىشود و جمعى كثير از دو طرف كشته ميشوند بر طرف شده مدتى امير لشگر مزبور والى نظامى فارس ميگردد و آن ايالت را مانند ساير ايالات منظم ميسازد .