يحيى دولت آبادى

386

حيات يحيى ( فارسى )

بيان مينمايد و بر سر عقيده خود ايستاده ميگويد وجود سردار سپه در اين مقام كه هست يعنى رياست وزرا براى مملكت سودمند است اما اگر شاه شد بموجب قانون ديگر مسئوليت نخواهد داشت و استفاده‌ئيكه اكنون مملكت از وجود او مىكند ديگر نخواهد كرد مگر آنكه بعد از رسيدن بمقام سلطنت باز بخواهند وزير مسئول هم بوده باشند كه اين با اساس مشروطيت منافى است و چنين حكومت در هيچ كجا وجود ندارد و براى تحقير موضوع نام يكى از دولتهاى بسيار كوچك را كه بمنزلهء يك حكومت كدخدائى است ميبرد دكتر مصدق نطق پرحرارت خود را با اظهار مخالفت صريح پايان ميدهد و مدافع را در دفاعيكه مىكند به زحمت مياندازد دو ساعت از ظهر گذشته است يكى پيشنهاد مىكند مذاكرات كافى است نگارنده با كفايت مذاكرات مخالفت مىكند نايب رئيس ميگويد بگذاريد فلانى هم حرف خود را بزند تا تمام مخالفين حرفشان را زده باشند . نگارنده بر كرسى خطابه رفته پس از اسكات كسانى كه ميخواهند هوچيگرى نمايند ميگويم وقتى قانون اساسى در اين عمارت نوشته ميشد و آنوقت هم فشار كمتر از حالا نبود سخن من باينجا ميرسد صداى مشت يكى از نمايندگان كه به روى تخته خورده مىشود بلند شده ميبينم همان شخصى است كه شب پيش مرا تهديد ميكرد ميگويم بديهى است ميخواهيد بگوئيد حالا فشارى نيست اما شما هم حق نداشتيد ديشب در مجلس معهود مرا تهديد نمائيد اين سخن او را ساكت و شنوندگان را متحير ميسازد خلاصه عنوان ميكنم كه قجر رفت خدا و عمليات او او را برد سردار سپه ميآيد خدا و عمليات خودش او را ميآورد پس چرا من در صف مخالفين هستم چونكه غير از اين دو سيمى هم هست كه نامش قانون است كه نميدانم كدام ماده از مواد آن بما اجازه ميدهد در اين كار بدين صورت مداخله نمائيم و بر خلاف قسميكه در همين موضوع ياد كرده‌ايم رفتار كنيم و در اين زمينه مخالفت خود را بيان كرده مينشينم در صورتى كه رفقاى من هريك پس از اظهار مخالفت از مجلس بيرون رفته‌اند داور چند كلمه اظهار مىكند و مجلس برأى گرفتن ميپردازد رأى مخفى گرفته مىشود و باكثريت تام لايحه تصويب شده كار خاتمه مييابد و نتيجه‌ئى كه بر مذاكرات مخالفين مترتب ميگردد اين