يحيى دولت آبادى

384

حيات يحيى ( فارسى )

و حاضر نشده براى واقع نشدن در محذور مخالفت نمودن ظاهرى نسبت به آنچه سرا با آن موافقت دارند نقشه‌ئى دارند كه در مجلس بموقع اجرا گذارده مىشود بلى قرارداد آنها با يكديگر و قرارداد هردو با سردار سپه اين مىشود كه هردو نفر بمجلس بيايند و پيش از آنكه مجلس منعقد شود تيمور تاش از طرف سردار سپه بمجلس آمده مستوفى الممالك را ببرد به منزل سردار سپه و او را بامر سردار سپه تا بعد از تمام شدن كار در مجلس آنجا توقيف نمايند و چون خواست برود عدم قبول رياست مجلس را نوشته بيكى از نمايندگان بدهد در مجلس بخوانند مدرس هم تا موقع خوانده شدن اين ورقه در مجلس بنشيند و چون ورقه خوانده شد بهانه بدست آورده از مجلس برود و بگويد چون مجلس رئيس ندارد رسميت نخواهد داشت . اين نقشه عينا عملى مىشود مستوفى الممالك بعد از مدتى كه بمجلس نميآمده امروز ميآيد و ميرود در حوزه‌ئى كه مدرس بر آن رياست دارد مينشيند بفاصله كمى تيمور تاش وارد شده با شتاب و رفتارى كه مخصوص خود اوست مستوفى الممالك را برداشته روانه ميشوند رفقاى نگارنده يعنى تقىزاده و دكتر مصدق و ميرزا حسينخان علاء از اين پيش‌آمد اظهار حيرت ميكنند بعد از رفتن مستوفى الممالك مجلس علنى در تحت رياست نايب رئيس اول سيد محمد تدين منعقد مىشود . مجلس امروز از هرجهت تازگى دارد اولا دستورش منحصر است بتغيير سلطنت طرفداران سردار سپه مانند لشگر فاتح بطالار مجلس وارد شده هريك در جاى خود قرار ميگيرند ثانيا تماشاچيان اين جلسه غالبا غير از تماشاچيان جلسه‌هاى عادى مجلس هستند و در ميان آنها اشخاصى ديده ميشوند كه با نگاههاى غضب‌آلود خود ميخواهند اگر مخالفى باشد او را ترسانيده از خيال مخالفت بيندازند و بهرصورت مجلس روح وحشتناكى به خود گرفته است كه نميشود وصف كرد صورت مجلس پيش خوانده مىشود و تصويب ميگردد اول كسى كه تقاضاى نطق پيش از دستور كرده است مدرس است اظهار مىكند مجلس رئيس ندارد نايب رئيس ميگويد چرا آقاى مستوفى - الممالك هنوز رد نكرده‌اند كه رئيس بوده باشند مدرس ميگويد خير رد كرده‌اند و رو مىكند بميرزا حسينخان علاء كه طرف ديگر مجلس نشسته است و مستوفى الممالك