يحيى دولت آبادى

38

حيات يحيى ( فارسى )

عراق عرب بدست قشون انگليس فتح شده در نتيجه آنچنانكه گفته شد قشون عثمانى و ايرانى تا محصور نگردد از همدان عقب كشيده از خاك ايران خارج و به طرف موصل ميآيد و ايرانيان مهاجر كه از رئيس و مرئوس نظامى و غيره اعتدالى و دمكرات نماينده و غير نماينده در عقب سر آن اردو زندگانى و امرار وقت ميكردند همه برگشته داخل خاك عثمانى شده كمكم باستانبول رو ميآورند در اين حال نگارنده بواسطه اجتماع آنها در استانبول و به خيال اينكه بتوانم راهى براى بازگشت بايران بدست بياورم مصمم ميشوم بتوقف استانبول خاتمه بدهم چنان كه در آخر اين فصل خواهيد خواند . اينك بشمهء از اوضاع داخلى ايران و سياست خارجى آن و به بدبختى بزرگى كه بيكى از صالحترين ايلات ما رو ميآورد اشاره نمايم چنان كه از پيش نوشته شد رؤساى ايل نجيب سنجابى يعنى شير خان و اولاد او كه حكومت سرحد غربى ايران هم با آنها است در حوادث اخير مملكت جزو مليون و مجاهدين شده با دمكراتها موافقت كردند در اينوقت كه قشون انگليس بر عراق عرب مسلط شد و جنگهاى داخلى مغرب ايران خاتمه يافت حكومت موقتى نظام السلطنه برهمخورد و مجاهدين و مليون از ايران خارج ميشوند سليمان ميرزاى محسن رئيس دمكراتهاى مهاجر با عدهء از دمكراتها خود را در پناه ايل سنجابى ميكشند على اكبر خان سردار مقتدر ولد شير خان كه از ديگر برادرانش بيشتر داخل كشمكشهاى سياسى است وسائل آسايش پناه‌آورندگان را به خوبى فراهم ميآورد و در مدت چند ماه از هرگونه فداكارى و خدمتگذارى دربارهء آنها دريغ نميدارد و چون انگليسان پس از تصرف عراق عرب و خاتمه دادن بحوادث سياسى و نظامى غرب ايران تمام مملكت را بواسطه قواى روس كه در ايران است و با آنها متحد ميباشند زير دست قدرت خود ميگيرند بعنوان توقيف رؤساى دمكرات براى گوشمال دادن بايل سنجابى بايل مزبور حمله نموده از هرگونه ستمكارى دربارهء آنها دريغ نميدارند و صدها مرد و زن و بچه بيگناه آنها هلاك ميگردند و اموالشان غارت مىشود سليمانميرزا و بعضى ديگر را هم گرفته بهندوستان تبعيد مينمايند انگليسان چون بامنيت ايالتهاى جنوبى ايران مخصوصا فارس و بنادر براى كار تجارت و سياست خود اهميت بسيار ميدهند و بعلاوه نميخواهند در اين وقت كه قوهء ژاندارمرى ايرانى