يحيى دولت آبادى
369
حيات يحيى ( فارسى )
برليان باغ گلستان مىشود بطور خصوصى وليعهد ميگويد شاه وارد مىشود تلگراف شاهانه به من نموده روز ورود خود را معين كرده است و از جنوب خواهد آمد ميگويم اگر پاى او را به روى خاك بوشهر ببينم باور نخواهم كرد كه وارد شود وليعهد بىآنكه علت اين بدبينى را بپرسد از من سئوال مشورتآميز مينمايد كه در اين گيرودار تكليف او چه خواهد بود ميگويم اگر شاه آمد بمحض ورود او مرخصى گرفته براى تكميل تحصيلات خويش باروپا سفر نمائيد و اگر نيامد آنطور كه عقيدهء من است هرچه زودتر و بهروسيله كه ممكن باشد با سردار سپه بسازيد و هرطور رضاى اوست همانطور بنمائيد گرچه هيچ دخالت در كارها نكنيد و گرنه براى شما خطرناك است وليعهد اظهار نااميدى مىكند كه بشود با سردار سپه كنار آمد و از نگارنده تقاضا مىكند سردار سپه را ملاقات كرده پيغام ذيل را به او برسانم ميان من و شما دويست قدم فاصله است بيست قدم آن را شما برداريد و يكصد و هشتاد قدم را من برميدارم تا به يكديگر برسيم . فرداى اين روز سردار سپه را ملاقات كرده پيغام وليعهد را به او ميرسانم ميگويد جواب بدهيد كه مستقيما بشما جواب خواهم داد نگارنده اين جواب را بوليعهد مينويسد . و اما سلطان احمد شاه در پاريس مانند كسى كه از هرچه در تهران ميگذرد به كلى بى خبر بوده باشد خود و خانواده و كسانش كشتى گرفته در شرف حركت هستند كه از طرف انگليسيان به او اظهار مىشود رفتن شما بايران خطرناك است . بديهى است سردار سپه بانگليسيان گفته است اگر سلطان احمد شاه بايران بيايد از ورود او جلوگيرى خواهد شد آنها هم نميخواهند در اين وقت آن هم در جنوب و در اطراف زمينهاى نفتخيز آتشبارى بشود از طرف ديگر نگاهدارى سردار سپه را لازم ميدانند براى منافع مادى و معنوى كه در ايران دارند بعلاوه وعدههائى هم به او دادهاند كه نميتوانند وفا نكنند اين است كه لازم ديدهاند بشاه تذكر بدهند بايران حركت ننمايد و از روى سياست به او بگويند با تخت و تاج خود نبايد بازى بكند در صورتى كه او از پيش بازى كرده و باخته است و در حقيقت پدرش تخت و تاج را از دست داده در آنوقت كه از زرگنده شميران تهران زير بيرق روس و انگليس از ترس جانش پناهنده شد چقدر شباهت دارد فسخ عزيمت كردن سلطان احمد شاه از پاريس از