يحيى دولت آبادى

365

حيات يحيى ( فارسى )

خويش و آرام نگاهداشتن كسانى از آنها كه با وزارت و رياست وى باطنا مخالف بوده و هستند چه رسد بپادشاهيش . ( 2 ) موافق كردن رؤساى روحانى مركز و ولايات با اين مقصد و انصراف آنها از حمايت سلطان احمد شاه و وليعهد . ( 3 ) به چشم ملت كشيدن كارهائى از آبادى مملكت و امنيت طرق و شوارع و توسعه دائره‌هاى نظامى و معارفى و اقتصادى كه مردم بدانند از قاجاريه در مدت يكصد و پنجاه سال سلطنت خود كارى براى ملك و ملت ساخته نشد و او در ظرف مدت كم اينهمه كارهاى سودمند انجام داده است . ( 4 ) بدست آوردن دل شاهزادگان قجر غير از وليعهد ببرآوردن خواهشهاى آنها و روى خوش نشاندادن بيك‌يك ايشان بطوريكه آنها اميدوار بشوند در سلطنت وى بيشتر خوشوقت و خوشبخت خواهند بود تا در سلطنت سلطان احمد شاه . ( 5 ) كه از كارهاى ديگر او مشكلتر است راضى كردن دولتهاى ديگر غير از دولت انگليس مىباشد مخصوصا روس بلشويك سردار سپه با اينكه از روسها نهايت تنفر را دارد و در دوران قزاقى خويش از دست صاحبمنصبان روسى صدمه بسيار خورده است و در اين دوره هم موجوديت او براى جلوگيرى كردن از نفوذ فكر و سياست روس بلشويك است در ايران با روسها به ظاهر طورى رفتار مىكند كه آنها در عين دلتنگى باطنى كه از او دارند ناچارند به او وانمود كنند كه او را دوست و طرفدار خويش ميدانند چنان كه يكى از نمايندگان رسمى روسها ميگفت چون سوسياليستى ايران قوتى ندارد كه ما بتوانيم بدست او مقاصد خود را در مقابل سياست انگليس پيش ببريم ناچار هستيم از همان راه كه آنها رفته و ميروند برويم و با سردار سپه بسازيم كه از راه دوستى كارهاى ما را انجام بدهد و يك جهت خود را در آغوش سياست دشمنان ما نيندازد . ( 6 ) سردار سپه لازم دارد تودهء ملت به او نزديك و با او موافق باشند و اين كار آسانى نيست چه درباريان و روحانى و روحانىنمايان مخالف او ميان وى و تودهء ملت حايل هستند و باصطلاح تودهء ملت شمشيرى در دست دشمنان او ميباشند و گرفتن اين شمشير از دست آنها كار بسيار مشكلى است چنان كه بعنوان جمع كردن اعانه براى بدبخت