يحيى دولت آبادى
334
حيات يحيى ( فارسى )
حاضر است آنها شليك ميكنند بمحض اينكه صداى شليك بلند مىشود سردار سپه از جا جسته از مجلس خارج شده بسرعت هرچه تمامتر خود را بدر بهارستان رسانيده يك دستور خصوصى بفرمانده قشون داده برميگردد و بعد معلوم مىشود كه دستور مجدد اين بوده است كه شليكها هوائى باشد و اگر ناچار شدند بزنند به طرف پاهاى جمعيت بوده باشد كه كمتر كشتار بشود . رجاله در مقابل شليك نظاميان چند دقيقه ايستادگى مىكند و شنيده شد كه تكتك ششلولهائى هم از ميان جمعيت آتش داده ميشده است و بهرصورت دو سه مرتبه حمله ميكنند كه صف نظاميان را درهم شكسته وارد بهارستان بشوند ولى با افتادن چند نفر مجروح از آنها به روى زمين حمله آنها دفع مىشود و بالاخره روحانىنمايان و محترمين آنها به مسجد سپهسالار رفته قدرى آنجا مانده بعد متفرق ميشوند و يكعده از جوانهاى آشوبطلب جوان مجروحى را با سم كشته شده روى تخته نموده بدوش گرفته در شهر ميگردانند بلكه بلواى عمومى بشود اما در هرنقطه نظميه از حصول بىنظمى جلوگيرى كرده سعى و كوشش آنها را باطل نموده عدهئى را دستگير و باقى فرار ميكنند در نتيجه جوان بيچاره مجروحى كه روى تخته بوده است از اينطرف و آنطرف انداختن زياد و عاقبت از بر زمين خوردن او بواسطه حمله پليس بر حملكنندگان وى بدرود زندگانى ميگويد كشته شده دفن مىشود مجروحين بمريضخانهها فرستاده ميشوند و يكعده از سردستههاى جوانان توقيف ميگردند و طرف عصر به كلى غائله تمام مىشود مردم هم كه ميفهمند شليك نظاميان با رأى مجلس بوده است بجاى خود مينشينند و اين اقدام مخالفين سردار سپه هم بىنتيجه ميماند و سردار سپه از حسن موافقت مجلس با او در جلوگيرى از بلوا ممنون مىشود .