يحيى دولت آبادى
330
حيات يحيى ( فارسى )
ماه رمضان ميرسد سردار سپه اگر بخواهد استعفاء بدهد بر حسب قانون بايد استعفاى خود را بوليعهد كه اكنون نايب السلطنه است بدهد و او قطعا ميپذيرد و تكليف مشكل مىشود در اين صورت بهتر ميداند كه رسما استعفاء ندهد اما خود را به ظاهر از كار دور گرفته در باطن تدبيرى بكند كه مجلس ناچار بشود از او تقاضا كند كه باز به كار بپردازد در اين صورت تجديد قوتى كرده عمليات مخالفين را خنثى خواهد گذارد و مجلسيكه خودش او را آورده است ناچار خواهد بود از او حمايت نمايد . روزى بمجلس پيغام ميدهد من بقدرى خسته شدهام كه ديگر نميتوانم كار بكنم و تهران را ترك كرده بنزديكترين املاك خود در مازندران بتهران يعنى بومهن روانه ميگردد . اشخاص بى خبر تصور ميكنند كار گذشت و سردار سپه از ميدان بدر شد اما به زودى هويدا ميگردد كه او با نقشه و دستورى دورى جسته است كه اگر بفوريت جلوگيرى نشود مجلس بمخاطره ميفتد و موجب اتلاف نفوس مىشود . شامگاهى است نگارنده از مجلس شورايملى درآمده در فضاى جلو خان باغ بهارستان قدم ميزنم امير اقتدار امير لشگر محمود خان انصارى را ميبينم تنها در ميان جمع متفكرانه راه ميرود و اطراف بهارستان را ورانداز مىكند محمود خان چنان كه از پيش نوشته شد حاكم اصفهان بود اكنون در تهران و محرم خاص سردار سپه مىباشد نظر بسابقه الفت ميفهمم نقشه دور شدن سردار سپه چه مىباشد . بامراء لشگر ولايات دستور تلگرافى داده شده است نخست تلگرافهاى تعرضآميز بمجلس شورايملى بكنند كه چرا راضى شدهاند سردار سپه دورى بجويد اگر مؤثر واقع شد و او را برگردانيدند چه بهتر و الا از مركزهاى نزديك دستجات قشونى بمركز آمده باتفاق قوهء ساخلوى تهران مجلس را ببندند حكومت نظامى شديد در مركز و ولايات اعلام كنند و نظاميان خود ببرگردانيدن سردار سپه اقدام نمايند . امير اقتدار در عالم خيرخواهى چنان مصلحت ميداند در يك جلسه خصوصى مجلس يعنى بىحضور تماشاچى و روزنامهنگار اين موضوع مطرح شده پس از تحصيل