يحيى دولت آبادى
33
حيات يحيى ( فارسى )
آميزش مىكند با وجود سابقه خصوصيت شخصى كه در ميان بوده است اين مسئله هم بر كدورت خاطر احتشام السلطنه از نگارنده ميفزايد تربيت هم شخصى كنجكاو و تحريككننده است و تصور مىكند ميتواند بوسيله من از هرچه در سفارت ايران ميگذرد آگاه گشته بداند فرستادگان نظام السلطنه با عثمانيان چه مذاكره مىكند تا بحوزهء ايرانى برلن خبر برساند خصوصا كه آلمانها كار ايران را بعثمانيان واگذار كردهاند و مركز سياست ايران و آلمان و عثمانى دارد از برلن باستانبول انتقال مييابد و رشته كاريكه بدست دمكراتها بوده بدست اعتداليون ميفتد سفير كبير هم كه روحا و سياستا با آنها موافق است در اين صورت به خود حق ميدهد كه در معاشرت با نگارنده الفتهاى قديم را فداى سياست وقت نموده روى حقيقى خود را به من نشان نداده باشد نگارنده هم تا آنجا كه بتوانم با او كجدار و مريز راه رفته نميگذارم رشتهء خصوصيت صورى از هم گسسته شود با دمكراتهاى مقيم قسطنطنيه و اعتداليون مهاجر هم آمدوشد مختصرى نموده به حال و كار خود ميپردازم . از ايرانيان ساكن استانبول از تاجر و كاسب كسانى كه سابقا بوده و با نگارنده آشنائى داشتهاند كسى باقى نمانده است تنها كسى كه هست شيخ اسد اللّه مامقانى است كه در جلد سيم اين كتاب نام برده شده آنوقت در سلك روحانيان مقدس مآب بوده و اكنون در كسوت روحانيت تجددپرور و سياست مآب شده با عثمانيان روابط خصوصى دارد و در سفارت ايران عنوان قضاوت شرعى و با نگارنده حق صحبت قديم را رعايت نموده آميزش دوستانه مينمايد سفير كبير نمايندهء دولت تهران و دو نماينده حكومت موقتى نظام السلطنه در كارها باهم شور كرده با عثمانيان داخل مذاكره ميشوند و ميخواهند اقدامات خود را به كلى از نگارنده مستور بدارند ولى دوستان محرمى دارند كه دوستى و محرميت آنها با من كمتر از آنها نميباشد در اين صورت چيزى بر من پوشيده نميماند اين حوزه در كار حقوق و معاش مهاجرين هم دخالت مىكند و بتوسط سفير كبير بعنوان بسته بودن راهها از عثمانيان براى هريك بتفاوت مراتب معاش ميگيرند و تصور ميكنند استانبول تهران و دولت عثمانى دولت ايران است و در عين حال از اعمال غرض دربارهء كسانى كه همخيال با آنها نميباشند هم دريغ نميكنند .