يحيى دولت آبادى

310

حيات يحيى ( فارسى )

فصل سى و سوم مجلس پنجم يا دو سال ميان دو محذور آغاز مجلس پنجم شوراى ملى و حوادث آن - چه آسان است زندگانى بى شرط و قيد و چه دشوار است عكس آن در فصل پيش گفته شد كسانى كه پايه زندگانى خود را به روى اصل يا اصلهاى ثابت معينى نگذارده باشند در هرپيش‌آمد مىتوانند نان را بنرخ روز خورده بىمحذور بگفته عوام خر خود را برانند و دخالت آنها در كارهاى سياسى كه در فرهنگش لغتهاى حقيقت واقعيت و وجدان يافت نميشود اشكالى ندارد ولى براى كسانى كه برعايت حقيقت و انصاف و وجدان مقيد بوده باشند البته دخالت در سياست كار مشكلى است بسيار هم مشكل است نگارنده از آن هنگام كه براى زندگانى خود اصولى برگزيده‌ام تا اينوقت كه بنمايندگى از ملت قدم در عرصه سياست ميگذارم در پيش‌آمدها كه به آنها ابتلا ميافته‌ام هروقت پاى صورت‌سازى و حقيقت‌كشى بميان ميآمده است خود را دور ميگرفته‌ام كه آن جريان مخالف درگذرد بىآنكه دامان من به آن آلوده شده باشد در اينوقت بحوزه‌ئى ميفتم كه اشخاص داراى اين مسلك در آن كمند و اكثريت حكومت دارد در اين صورت نه ميتوان تنها كار كرد و نه ميتوان كوركورانه تابع اكثر شد خصوصا كه اين مجلس را سردار سپه آلتى در دست خود ميداند و تصور نميكند در اين يكصد و چند نماينده مخالفى داشته باشد و يا اگر باشد نتوان او را موافق كرد در اين حال البته مشكلاتش از مشكلات مجلسهاى ديگر بر زيادت است . اين مختصر براى نشان دادن مقصود از عنوان اين فصل كافيست و در ضمن نگارشات توضيحات بيشترى داده خواهد شد و بالجمله در روز بيست و دوم بهمن يكهزار و سيصد و دو شمسى ( 1302 ) مطابق با پنجم رجب يكهزار و سيصد و چهل و دو قمرى محمد - حسن ميرزاى وليعهد بمجلس ميآيد براى افتتاح رسمى آن سردار سپه هم رئيس