يحيى دولت آبادى
290
حيات يحيى ( فارسى )
انگليس و ديگر ملاحظه هياهوى روحانيان در قم و در همه نقاط مملكت بحمايت تبعيدشدگان . شاه يكى از شاهزادگان را از طرف خود و وزير علوم را از طرف دولت بعنوان ميهماندارى بقم فرستاده است و ميكوشد به اين كار حسن خاتمه بدهد ولى سياست عالى اقتضا نميكند اين كار جز بدست سردار سپه خاتمه بيابد بعلاوه دو فايده هم در طول كشيدن توقف آقايان در قم موجود است يكى آنكه خسته شوند و از تقاضاهاى خود بكاهند دوم آنكه حمايتكنندگان ايشان در خارج و داخل بدانند وجود آنها چندان اهميت ندارد و ممكن است براى هميشه آشيانه آنها برهم بخورد چه آنها در فضل و تقوى مرتبه استادان خود را ندارند چه رسد بمقام استادان استادانشان مانند حاج ميرزا حسن شيرازى و شيخ مرتضى انصارى . نكته ديگر كه قابل توجه است اين است كه تصور ميرفت در واقعه تبعيد رؤساى روحانى مزبور از عراق عرب رئيس روحانى ساكن قم شيخ عبد الكريم با مقام و مرتبه ثابتى كه دارد و با روابط خصوصى او با سردار سپه آرام نخواهد گرفت تا توهينى را كه بهمكاران محترم او وارد شده جبران نمايند ولى برعكس ديده مىشود كه شيخ بزرگوار به اين واقعه چندان اهميت نميدهد و وارد شدن دو رئيس روحانى از او به ظاهر سالخوردهتر و بلكه مهمتر را بسادگى تلقى مينمايد در ابتداى ورودشان ديد و بازديد مختصرى كرده بعد خود را از دخالت در كار ايشان دور ميگيرد بديهى است اين رفتار او در نظر طلاب دينى كه اطراف وى هستند و روحانيان ديگر قم و ولايات خوشنما نميباشد بلكه عوام علاقمند بروحانيان ساكن عراق عرب را هم خوش نميآيد ولى او چه ملاحظات داخلى و خارجى دارد كه همه اين ملاحظات را زير پا ميگذارد و بهرصورت اين رفتار شيخ هم در بىاهميت نمودن تبعيد رؤساى روحانى مزبور البته بىاثر نميباشد و آنها را قلبا ميرنجاند ولى چاره ندارند مگر مدارا كنند و بايد كه دانست انگليسيان پيشبين از سالهاى دراز پيش از اين در نقشهئى كه براى استعمار بين النهرين ميكشيدهاند اين نكته را در نظر داشتهاند كه اگر چنين روزى پيش بيايد آيا رؤساى روحانى مذهب جعفرى از عرب و عجم كه نفوذ فوق العاده در بين النهرين