يحيى دولت آبادى
276
حيات يحيى ( فارسى )
ديگر جناب مستطاب عالى بگذارم ثانيا ميترسم چون از طرف ياغى نوشته مىشود به مقصد نرسانند رضا بقضاء اللّه و تسليما لامره با حركت و تشريف فرمائى حضرت اشرف آقاى صمصام السلطنه ابدا مخالفتى نداشتم سهل است وسايل تجليل هم كاملا فراهم شده بود كه كميسيون « 1 » رسيد و نقشه معلوم شد . در حق نايب سيد جلال خان بموجب عريضهايكه عرض خواهد كرد از هيچ قسم همراهى كوتاهى نخواهد داشت بيش از اين حال تحرير را نداشته و چون زندگانى اعتبارى ندارد خداحافظى ميكنم ارادتمند صميمى محمد تقى » . اين مكتوب در شاهرود بدست تفتيش نظامى دولت افتاده گشوده و خوانده مىشود و با تمبر تفتيش بدست نگارنده ميرسد و رسيدن آن خالى از غرابت نميباشد . از تاريخ نگارش اين مكتوب تا آخر عمر اين دلاور سى و سه روز بيشتر فاصله نيست و پيشبينى او در آخر مكتوب بجا بوده است كه خدانگهدار گفت و رفت . در اين يك ماه و سه روز قوام السلطنه چند تن از صاحبمنصبان ژاندارمرى خراسان را تطميع كرده واميدارد براى گرفتارى و يا كشتن كلنل همداستان شوند مسئله كشف و كنكاشكنندگان گرفتار ميشوند اما كلنل آنها را ميبخشد بعضى را موقتا دور مىكند و بعضى را باحسان كردن درباره ايشان به ظاهر شرمنده ميسازد . قوام السلطنه از اين راه كه به مقصود نرسيد بعضى از رؤساى ايلات اطراف قوچان را بمخالفت كردن با كلنل واميدارد آنها سر از فرمانبردارى كلنل ميپيچند كلنل اردوى مختصرى براى دفع آنها ميفرستد آن قوه شكست مىخورد و بدست ياغيها خلع سلاح مىشود كلنل روز يازدهم ميزان يكهزار و سيصد ( 1300 ) شمسى با يكعده صاحبمنصب و تابين بكمك آنها يا استخلاص اسيران ميرود در جعفرآباد يكفرسخ و نيمى قوچان با سركشان طرف مىشود جنگ سختى رويداده از دو طرف عدهئى كشته و مجروح ميشوند عاقبت فشنگ كلنل و همراهانش تمام شده در صورتى كه بر سر تلى تيراندازى مىكند چند گلوله دشمن بر او رسيده از پا درميآيد گويند ضربتى كه در اين حال از دست يكى از صاحبمنصبان منافق خود او بر او رسيده است در هلاكت
--> ( 1 ) مرادش گلرپ و همراهان اوست